(عیسی به سؤالات پیلاطوس جوابی نمی دهد)
1ـ متی 27 : 11
در این هنگام عیسی را به حضور پیلاطوس، فرماندار رومی آوردند. فرماندار از او پرسید: «آیا تو همان مسیح موعود هستی؟» عیسی جواب داد: «همینطور است که می گویی» 12 آنگاه کاهنان اعظم و سران قوم یهود، اتهامات متعددی بر او وارد ساختند؛ اما او هیچ جواب نداد. 13 سپس پیلاطوس به او گفت: «نمی شنوی چه می گویند؟» 14 اما عیسی همچنان خاموش بود، به طوری که سکوت او فرماندار را نیز به تعجب وا داشت.
(عیسی به سؤالات پیلاطوس جواب می دهد)
2ـ یوحنا 18 : 33
پیلاطوس داخل کاخ برگشت و دستور داد عیسی را نزد او بیاورند. آنگاه از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهود هستی؟» 34 عیسی پرسید: «منظورت از «پادشاه» آن است که شما رومی ها می گویید یا پادشاهی که یهودیان منتظرش هستند؟» 35 پیلاطوس گفت: «مگر من یهودی هستم که این چیزها را از من می پرسی؟ قوم خودت و کاهنانشان تو را اینجا آورده اند. چه کرده ای؟» 36 عیسی فرمود: «من یک پادشاه دنیوی نیستم. اگر بودم، پیروانم می جنگیدند تا در چنگ سران قوم یهود گرفتار نشوم. پادشاهی من متعلق به این دنیا نیست.» 37 پیلاطوس پرسید: «به هر حال منظورت این است که پادشاهی؟» عیسی فرمود: «بلی، من برای همین منظور متولد شده ام و آمده ام تا حقیقت را به دنیا بیاورم، و تمام کسانی که حقیقت را دوست دارند از من پیروی می کنند.» |