|
نویسندگان عهد جدید چه کسانی هستند ؟
گفتيم كه کتاب مقدس از دو قسمت عهد جدید و عهد عتیق تشکیل شده است و عهد جدید نیز از 27 کتاب و نامه تشکیل شده كه عبارتند از اناجیل چهار گانه شرح حال زندگی حضرت عیسی از زبان مولفین آنها هستند و اعمال رسولان شرح حال زندگانی حواریون و رسولان بعد از مسیح میباشد سپس مجموعه ای از نامه هایی است که پولس و حواریون به دیگران نوشتند و در پایان نیز کتاب مکاشفه یوحنا میباشد
بر خلاف تصور برخي مسیحیان هرگز نمی گویند عیسی کتابی به نام انجیل آورد. آوردن وحی توسط عیسی به گونه ای که مسلمانان در مورد قران و پیامبر اسلام معتقدند، در مسیحیت جایی ندارد. مسیحیان عیسی را تجسم وحی الهی می دانند و به عقیده آنان، وی نه حامل پیام، بلکه عین پیام بوده است. مسيحيان ميگويند كه اين كتابها نوشته برخي از حواريون و پولس رسول كه از حواريون نيست ميباشد و اين كتابها سالياني بعد از حضرت عيسي به رشته تحرير در آمده اند و در حدود سي سال پس از عروج حضرت عيسي هيچ كتابي وجود نداشت و تا چندين دهه بعد از آن هم مكتوباتي به وجود آمد كه به عنوان متون ارزشمندي دست به دست ميگشت و دهها انجيل و رساله به وجود آمده بود و مجموعه عهد جديد پس از چندين شورا تشكيل شد و رسميت يافت و همه اناجيل موجود با تفاوتهايي كه داشتند براي مسيحيان مورد احترام هستند
که اکنون در صدد آن هستیم ببینیم این کتابها در چه زمانی تالیف شده و به دست چه کسانی نوشته شده است و آیا انتساب این کتابها به مولفینشان تا چه اندازه صحیح و قابل اعتماد است و در چه مواردی نمیتوان این انتساب را تایید کرد
توماس میشل می نویسد:
پیش از نوشته شدن اناجیل ، یک سنت شفاهی وجود داشت، عیسی به عقیده مسیحیان در حدود سال 30 م وفات یافت و کسانی که از او پیروی کرده، وی را شناخته، کارهایش را دیده و سخنانش را شنیده بودند، خاطرات خویش از او را در حافظه نگه می داشتند. هنگامی که مسیحیان نخستین برای عبادت گرد می آمدند آن خاطرات نقل می شد. اندک اندک این منقولات شکل مشخصی یافت و بر حجم آنها افزوده شد.
در جای دیگر می نویسد:
ا در 30 سال سرنوشت سازی که انجیل مکتوب وجود نداشت (یعنی سالهای 30 -60 ) بلکه سخنان و کارهای عیسی به طور شفاهی نقل می شد، آن جامعه را هدایت می کرده این روح القدس بود که از طریق الهام، نویسندگان انجیلها را برای نوشتن این کتب ثبت برگزیده سخنان و کارهای بسیار زیاد عیسی در آنها رهنمون شد...
توافق در باب (تعداد) کتابهای مقدس از طریق نوعی اجماع حاصل شد. این اجماع خیلی زود به دست آمد و فهرست نخستین کتابهای مقدس بین سالهای 150 – 200 تهیه شد و پس از چند قرن کلیسا به طور رسمی روشن ساخت که چه کتابهایی را باید مقدس شمرد.
(همانطور که شورای تیرنت در سال 1546 چنین کاری را انجام داد.) البته تصمیم گیریهای متاخر پیرامون کتاب مقدس جز تایید عقیده سنتی مسیحیان در این باب، چیز دیگری نبود.
تا آنجا که تاریخ نشان می دهد مسیحیان هرگز برای حضرت عیسی علیه السلام به کتابی قائل نبوده اند و اناجیل را صرفا بیانگر زندگی و سخنان وی می دانسته اند. کتاب نداشتن حضرت عیسی علیه السلام معمولا در جایی ذکر نمی شود، زیرا این مسئله برای مسیحیان بدیهی است و هرگز وجود کتابی برای او به ذهن یک مسیحی خطور نمی کند. ولی ره ندرت به مناسبت بحث با مسلمانان این مسئله مطرح می شود آنان وجود این عقیده را در جامعه خود انکار می کنند.
یعنی اگر به یک ایماندار مسیحی در سالهای پس از عروج مسیح میگفتند (کتاب مقدس) فقط عهد عتیق موجود در ذهنش تداعی میکرد و اگر به وی میگفتند پس عهد جدید! وی از این کتابها اظهار بی اطلاعی میکرد و کم کم به دلایلی، نیاز به مکتوباتی که داستان زندگی مسیح را بیان کند احساس شد
|