تبليغاتX
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم



بشارت به نبوت پیامبر اسلام در کتاب مقدس

ماد ماد و دوازده پیشوا از نسل وی

و اما در خصوص اسماعيل تو را اجابت فرمودم اينك او را بركت داده بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم دوازده رئيس از وي پديد آيند و امتي عظيم از وي بوجود آورم (پيدايش20:17)

متن عبری:

ולישמעאל שמעתיך
הנה ברכתי אתו
והפריתי אתו
והרביתי אתו במאד
מאד שנים־עשר
נשיאם יוליד
ונתתיו לגוי גדול׃

 تلفظ انگلیسی:

17:20 VLYShM'y'aL ShM'yThYK HNH BUrKThY 'aThV VHPhUrYThY 'aThV VHUrBYThY 'aThV BM'aD M'aD ShNYM-'yShUr NShY'aM YVLYD VNThThYV LGVY GDVL.

 ترجمه انگلیسی: King James Version

17:20 And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation.

 از آنجا كه ترجمه هاي كتاب مقدس معمولاً از دقت كافي بر خوردار نيست لازم است به متن اصلي آن كه به زبان عبري است مراجعه كنيم در متن عربي نامي ذكر شده كه مترجمين آن را ذكر نكرده اند و آن بمادماد است.

بنابراين ترجمة دقيق تر عبارت چنين است : و اما در خصوص اسماعيل تو ررا اجابت فرمودم اينك او را بركت داده بارور و بزرگ مي گردانم بماد ماد و دوازده رئيس (پيشوا)  كه از نسل او خواهد بود .

در اين بشارت به روشني از بركت خداوند به اسماعيل و ظهور ماد ماد (يا بماد ماد)و دوازده پيشوا از نسل خبر داده شده است

حال بايد ديد كه مادماد و دوازده پيشوا چه كساني هستند .برخي آنها را بر فرزندان دوازده گانة اسماعيل تطبيق داده اند [1]اما با كمي تأمل در مي يابيم كه تطبيق اين بشارت بر فرزندان اسماعيل صحيح نيست .براي روشن شدن اين مطلب لازم است داستان مذكور و اين بشارت را دوباره مورد بررسي قرار دهيم

و چون ابرام نودو نه ساله بود خداوند بر ابرام ظاهر شد و گفت:....

و عهد خويش را در ميان خود و تو و ذريت بعد از تو استوار گردانم كه نسلاً بعد نسل عهد جاوداني باشد ....

اما زوجة تو ساراي نام او را ساراي مخوان بلكه نام او ساره باشد و او را بركت خواهم داد و پسري نيز از وي بدنيا خواهد آمد و ملوك امتها از وي پديد خواهند شد ..

و ابراهيم به خدا گفت كاش اسماعيل د ر حضور تو زيست كند....و اما در خصوص اسماعيل تو را اجابت فرمودم اينك او را بركت داده بارور گردانم و او را بسيار كثير گردانم بماد ماد و دوازده رئيس كه از وي پديد آيند و امتي عظيم از وي بوجود آورم لكن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت ...... . [2]

 در اين داستان ابراهيم به خداوند مي گويد : كاش اسماعيل در حضور تو زيست كند.و خداوند به او جواب مي دهد كه در مورد اسماعيل خواستةتو را اجابت نمودم

آيا مي توان قبول نمود كه خواستة ابراهيم و حاجت وي از خداوندفرزند دار شدن اسماعيل باشد روشن است كه ابراهيم پس از شنيدن اينكه خداوند عهد ابدي خويش را با ابراهيم و نسل او اعلام ميكند درخواست مي كند كه خداوند اين بركت را شامل حال اسماعيل هم بفرما يد و خداوند هم درخواست ابراهيم را اجابت ميكند و مي فرمايد درخواست تو را شنيدم و اجابت نمودم اما خداوند اعلام ميكند كه عهد دائمي خود را با اسحاق بستم كه در نسل او هميشه انبياء وجود داشته باشند .

و عهد خويش را در ميان خود و تو و ذريت بعد از تو استوار گردانم كه نسلاً بعد نسل عهد جاوداني باشد [3]

(و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وي استوار خواهم داشت تا با ذريت او بعد از او عهد ابدي باشد[4]

اما اين بدان معني نيست كه نبوت اسماعيل و همچنين وجود نبوت در نسل او منتفي باشد بلكه خداوند مي فرمايد او را بركت دادم و از نسل او ماد ماد  و دوازده پيشوا خواهند آمد . از آنچه گفتيم روشن شد كه درخواست ابراهيم از خداوند در مورد اسماعيل درخواستي معنوي و فراتر از فرزنددار شدن اسماعيل بوده درخواستي كه هم پايه و يا لااقل در رتبة پس از عهد ابدي خداوند بوده است .

نكتةديگر آنكه در اين عبارت از ماد ماد سخن به ميان آمده است و تطبيق آن بر پيامبر اكرم با كمي دقت و بيان چند نكته روشن مي شود

اول: در زبان عبري و به طور كلي درميان يهوديان يكي مهمترين شيوه ها و راهكارهاي پيشگوئيها استفاده از علم اعداد بوده است  و ايشان استدلالهاي خود را بيشتر بر پاية اين علم قرار داده بودند

دوم: به طور کلی دو احتمال درتلفظ صحیح این نام وجود دارد و در هر دو صورت به روشنی با پیامبر اسلام مطابقت دارد.

1- «ماد ماد» كه صرف نظر از شباهت ظاهري كلمةماد ماد و محمد ميگوئيم بدون شك در فرزندان اسماعيل هيچگاه شخصيت همچون پيامبر اكرم بر نخواسته است و جالب آنكه از نسل پيامبر  و به تصريح خود آن بزرگوار دوازده امام و پيشوا بر خواسته است كه اين دقيقآ همان وعدةخداوند به ابراهيم است

2- «بماد ماد» به اين شكل كه بگوئيم چون در زبان عبري هر گاه دو باء در يك كلمه جمع شود باء اول را حذف ميكنند در اينجا نيز اصل عبارت چنين بوده ببماد ماد و باء اول را طبق قواعد زبان عربي حذف كرده اند .كه در اينصورت نيز ميگوئيم جايگاه علم اعداد بر كسي كه مختصري با يهود و زبان و فرهنگ ايشان آشنا باشد پوشيده نيست بگو نه اي كه از قديم الايام كه     و دانشمندان يهود هميشه با تكيه بر علم اعداد پيشگويي مي نمودند.[5]

در كلمة بماد ماد نيز وقتي به زبان عبري مراجعه مي كنيم مي بينيم كلمةبماد ماد دقيقاً مطابق باكلمة محمد است و هر دو مطابق با عدد 92 مي باشند.

    0بماد ماد : ب=2،   م= 40   ، ا=1 ،  د= 4  ،  م=40   ،   ا=1  ، د=40   ،    جمع= 92

       محمد :   م=40 ،   ح=8  ،  م=40  ،  د=4   ،   جمع= 92

البته ممكن است گفته شود كه مطابقت عدد در اين مساله مهم كافي نيست اما مي گوئيم گر چه صرف مطابقت دو كلمه در عدد كافي نيست اما در اينجا با ملاحظة  بقية عبارت و اينكه شخص  مذکورفقط از اولاد اسماعيل  است و با توجه به اينكه در فرزندان اسماعيل شخصيت ديگري كه اين بشارت قابل تطبيق بر او باشد نيامده است و با ملاحظة اينكه عدد اين دو اسم دقيقاً يكي است به روشني و با  قا طعيت اين بشارت را منطبق بر پيامبر اكرم مي دانيم.

نكته:

در سفر پيدايش  خداوند ميگويد : «چون پسر   يگانة خود را از من دريغ نداشتي ...... [6] »ميدانيم كه اين اسماعيل است كه فرزند اول حضرت ابراهيم است و اين عبارت تنها در مورد او صدق مي كند اما تمايلات و اغراض نژاد پرستانة يهوديان آنان را با اين وا داشت كه اسم اسماعيل را به اسحاق تبديل كنند و بعد ها در توجيه اينكه چگونه اسحاق را    مي توان  فرزند يگانه ابراهيم دانست گفتند: كه اسماعيل فرزند كنيز است و فرزند اصيل و حقيقي ابراهيم همان اسحاق است.

اما اين توجيه نيز صحيح نيست زيرا دان و نفتالي، جاد و اشير چهار فرزند حضرت يعقوب هستند كه همگي از كنيز زائيده شدند[7]و جزء اسباط دوازده گانه نيز بشمار مي آيند.

به علاوه جناب شمشون  كه از مشهور ترين شخصيتهاي تاريخ بني اسرائيل است و هنگام تولدش توسط روح القدس شد و از پيامبران بني اسرائيل بوده نيز از نسل دان است .


[1] - (تكوين 13:25 و 16 )

[2] - (تكوين :1:17 -21)

[3] - (تكوين 7:17 )

[4] - (19:17)

[5] - ر.ك انيس الاعلام، ج 5 ، ص 69 ، بشارتهاي اسلامي در عهدين ، بشارت چهارم.

[6] - پيدايش فصل22

[7] - .(تكوين3:30 -13 )

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط رضا علوی |

بشارت به نبوت پیامبر اسلام در کتاب مقدس

نبی ای مثل موسی از برادران بنی اسراییل

 يهوه خدايت نبي اي را از ميان تو از برادرانت مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد او را بشنويد.....و خداوند به من گفت آنچه گفتند نيكو گفتند نبي اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت .«و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وي انتقام خواهم گرفت» ( تثنيه 15:18-18)

  متن عبری:

נביא מקרבך מאחיך
כמני יקים לך יהוה
אלהיך אליו
תשמעון׃

ככל אשר־שאלת מעם
יהוה אלהיך בחרב
ביום הקהל לאמר לא
אסף לשמע את־קול
יהוה אלהי ואת־האש
הגדלה הזאת
לא־אראה עוד ולא
אמות׃

  ויאמר יהוה אלי
היטיבו אשר דברו׃

נביא אקים להם
מקרב אחיהם כמוך
ונתתי דברי בפיו
ודבר אליהם את
כל־אשר אצונו׃

 ترجمه انگلیسی: King James Version

18:15 The LORD thy God will raise up unto thee a Prophet from the midst of thee, of thy brethren, like unto me; unto him ye shall hearken

18:16 According to all that thou desiredst of the LORD thy God in Horeb in the day of the assembly, saying, Let me not hear again the voice of the LORD my God, neither let me see this great fire any more, that I die not.

18:17 And the LORD said unto me, They have well spoken that which they have spoken

18:18 prophetam suscitabo eis de medio fratrum suorum similem tui et ponam verba mea in ore eius loqueturque ad eos omnia quae praecepero illi

  براي آنكه بهتر بتوانيم اين بشارت را تطبيق دهيم لازم است به كلام خداوند رجوع كنيم و در آن دقت كنيم .در اين آيه دو نكته و براي اين پيامبر نسبت به ساير پيامبران همچون يوشع و عيسي وجود دارد.

1- و كسي كه كلام او را نپذيرد من از او انتقام خواهم گرفت بدون شك مراد خداوند از اين انتقام عذاب اخروي مسئله براي اين پيامبر نيست و در مورد تمام پيامبران وجود دارد و حال آنكه از ظاهر عبارت بر مي آيد كه اين ویژگی به عنوان خصوصيتي بارز براي اين پيامبر است .

در نتيجه مرا د از انتقام همين انتقام دنيوي است و اشاره  به اين  نکته دارد كه پيامبر مذكور مأمور به جهاد خواهد بود و خداوند او را ياري خواهد نمود و از مخالفين وي انتقام مي گيرد .

2- در اين آيه عبارت مثل تو نيز از خصوصيات اين پيامبر ذكر شده است و به همين دليل مي گوئيم اين بشارت قابل تطبيق بر يوشع آنچنانكه يهوديان مي گويند و قابل تطبيق بر عيسي  نيز چنانكه مسيحيان معتقدند     نمي باشد، زيرا حضرت يوشع صاحب شريعت نبود و حال آنكه از خصوصيات بر جستة حضرت موسی داشتن شريعت بود . و به علاوه  خصوصيات و عظمتي كه براي پيامبر مذكور مطرح شده را بر حضرت يوشع نمي توان تطبيق داد . اما تفاوتهاي حضرت عيسي و حضرت موسي بيش از آن است كه احصاء شود و در كمتر موردي اين دو پيامبر داراي وجه مشترك هستند بر خلاف پيامبر اسلام كه شباهت كامل به حضرت موسي داشته است .

در جدول زير شباهتها و تفاوتهاي اين پيامبران را بر مي شمريم

 

حضرت موسي (ع)

حضرت عيسي (ع)

حضرت محمد (ع)

پيامبر و بنده خدا

خدا و فرزند خدا

پيامبر و بندة خدا

صاحب شريعت

فاقد شريعت

صاحب شريعت

مورد رحمت بود

ملعون شد

مرحوم و مورد رحمت الهي بود

در بستر از دنيا رفت

مصلوب شد

در بستر از دنيا رفت

مطاع و سيد قوم بود

خار و حقير

مطاع و سيد

پدر و مادر داشت

فقط مادر داشت

پدر و مادر داشت

شمشیر به دست گرفت

شمشیر به دست نگرفت

شمشیر به دست گرفت

  در عبارت اول آمده است « نبي  اي را از ميان تو از برادرانت » اما دردفعةدوم آمده است : « نبي اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان »كه به نظر ما جملة اول به صورت مجمل  است و در ضمن به صورت دقيق هم ذكر نشده و عبارت از ميان تو ( و در بعضي از نسخ ازميان شما) نيز زيادي است و جزو عبارت اصلي نمي باشد.                                                                                  

زيرا اولاً: در عبارت حضرت موسي كه كلام خداوند را تكرار ميكند كلمة از ميان شما وجود ندارد و اضافاتي نيز بر جملةاول دارد كه بدون شك نمي توان آنها را ساختة حضرت موسي دانست و اين از شأن آن جناب به دور است.

این آيه در كلام پطرس نيز نقل شده و در آنجا نيز فقط كلمة از برادران شما آمده است[1]

حال بايد ديد كه برادران بني اسرائيل  چه كساني هستند

مي دانيم كه اسرائيل لقب يعقوب است و يعقوب فرزند اسحاق است

 و اسحاق و اسماعيل نيز برادر يكديگرند پس بدون شك مراد از برادران بني اسرائيل همان فرزندان اسماعيل هستند.

البته اين مطلب تازگي ندارد چرا كه در سفر تكوين آمده است و نصيب او (اسماعيل) در مقابل همة برادران افتاد   . كه مراد از برادران اسماعيل همان بني اسرائيل هستند.[2]

نکته: ممكن است به نظر برسد مراد  از برادران بني اسرائيل فرزندان عيسو باشند اما اين مطلب صحيح نيست زيرا عيسو از بركت محروم شد[3] پس مراد فرزندان اسما عيل خواهند بود كه خداوند اورا هم مشمول بركت خود قرار داده بود و البته استعمال برادران در اين موارد تازگي ندارد مثل [4]كه بنو عيسو برادران اسماعيل دانسته شده اند و صرف نظر از این مطلب می دانیم که در میان تمام برادران بنی اسرائیل کسی جز محمد بر نخواسته است.

دلیل ديگر آنكه حتي اگر بپذيريم كه عبارت از ميان شما صحيح باشد باز هم مشكلي پيش نمي آيد زيرا استقرار و شوكت و در حقيقت آغاز شيوع اسلام در مدينه بود و اطراف مدينه هم بلاد بني اسرائيل بود مثل خيبر و بني قنيقاع و بني نظير و پيامبر از ميان ايشان بر خواست و از بني اخوة ايشان بود .نكتةديگر آنكه : مي دانيم كه مخاطب حضرت موسي اسباط دوازده گانه بودند.و اگر واقعاًپیامبر  مذكور از ميان خودايشان  بايد بر خيزد ديگر قيد از ميان   برادرانشان معني ندارد و بايد فقط مي فرمود از ميان شما و حال آنكه مي بينيم قيد از ميان برادرانتان ذكر ميكند و حتي در مرتبةدوم به همین قیداز ميان برادرانتان اکتفا ميكند.


[1] - ( اعمال رسولان19:3).

[2] سفر پیدایش(8:25  )

[3] - (پیدایش باب 27)

[4] - (تكوين 18:25 و تثنيه 4:2و5)

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط رضا علوی |

نام محمد در کتاب مقدس 2

نام محمد در کتاب مقدس

 زيرا اينك از ترس هلاكت رفته اند اما مصر ايشان را جمع خواهد كرد و موف   ايشان را دفن خواهد نمود . مكانهاي نفيسه نقره ايشان را خارها بتصرف خواهند گرفت

 (هو شع6:9 )

 ظاهر اين عبارت خالي از هر گونه بشارت است اما باز هم به سراغ متن عربي مي رويم :                                                    متن عبری:

                   ולא שמענו
אל־עבדיך הנביאים
אשר דברו בשמך
אל־מלכינו שרינו
ואבתינו ואל כל־עם
הארץ׃

 MChMD LKSPhM QMVSh YYUrShM ChVCh B'aHLYHM.:تلفظ انگلیسی

تلفظ فارسی: محمد لکسفام قیومش ییراشیم حوح باهالیهم

در اين عبارت نيز به صراحت نام مبارك پيامبر ذكر شده ست

و ترجمة اين عبارت چنين مي شود : محمد از براي نقرة ايشان است كه شايد كنايه از دريافت جزيه توسط پيامبر    باشد و جالب اينكه در ادامة همين عبارت چنين آمده است: «نبي احمق گرديد و صاحب روح ديوانه شد به سبب كثرت گناه و فراواني بغض تو »    

كه به اين حقيقت اشاره مي كند كه به خاطر گناهان ايشان ، پيامبر و صاحب روح مجنون پنداشته شدند .[1]

چنانكه قرآن مجيد مي فرمايد:  « و يقولون انك لمجنون»    



[1] - التفسير التحقيقي للكتاب المقدس

یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 توسط رضا علوی |

بازگشت فرزند اسلام به آغوش گرم اسلام با ملاک و معیار قرار دادن عقل سلیم خود.

نویسنده: یک هدایت شده

دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت: 3:41

سلام رضای عزیزم
من امشب که یکی از زیباترین سحرای ماه مبارک رمضون هست اومدم تا ازت تشکر کنم
من 5 سال پیش با بشارت عده ای مسیحی به مسیحیت گرایش پیدا کردم و به اصطلاح مسیحی شدم ...
ولی در مدت 4 سال گذشته نتونستم با اعتقادات مسیحی مثل تثلیث و فدا و ... کنار بیام و در انتها 6 ماه پیش در حرم مطهر اما رضا توبه کردم و به اسلام عزیز برگشتم ...
خوندن وبلاگ شما خیلی بهم کمک کرد تا بیشتر با حقیقت اشنا بشم و همینطور محبت و عنایت و بزرگواری اهل بیت عصمت ...
برای من و کسانیکه مثل من هستن دعا کنین تا شاید خداوند هدایت رو نصیب همه کنه ان شا’ الله
نماز روزه هات قبول کاش بتونم روزی از نزدیک ببینمت که خیلی ارزومه کسی رو که باعث نجات من از گمراهی شد رو زیارت کنم
اجرت با امام رضا

 

رضا علوی: آفرین بر شما دوست عزیز که با ملاک و معیار قرار دادن عقل خدا دادی و موهبت الهی خود توانستید راه را از بیراهه تشخیص دهید و در این راه مطمئنا خداوند شما را یاری فرموده.

آری عقل وسیله تشخیص حق از باطل است.

از خداوند متعال رشد و سر بلندی و سر افرازی در زندگی را برایتان خواستارم.

چهارشنبه هفدهم مهر 1387 توسط رضا علوی |

آیا قرآن تحریف شده؟

 تحريف ، به معناي تغيير حروف و كلمات يا تغيير معاني قرآن‌، بر دو قسم است‌: تحريف لفظي‌، تحريف معنوي‌. تحريف لفظي‌، يعني تغيير دادن الفاظ با كاستن يا افزودن كلمات قرآن‌. تحريف معنوي به معني تفسير به رأي قرآن است‌.

تحريف لفظي بر دو قسم است‌: 1. افزودن بر آيات‌، 2. كاستن از آيات‌. هيچيك از مسلمانان قائل به تحريف لفظي به معناي افزودن بر آيات و كلمات قرآن‌، نيستند. شيعه و سني آن را انكار مي‌كنند. آنچه مورد بحث واقع شده‌، تحريف به معناي كاستن از آيات است‌. در مورد عدم تحريف قرآن‌، دلايل فراواني وجود دارد كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم‌:

الف‌) دليل عقلي‌: بشر، به تنهايي و با استفاده از عقل و علم خود قادر نيست به كمال نهايي ـ كه غايت آفرينش است ـ برسد. پس لازم است از باب حكمت و يا لطف الهي ، راهي تضمين شده وجود داشته باشد تا فلسفه آفرينش تحقق يابد و نقض غرض نشود. از طرفي‌، با امكان تحريف قرآن ـ كه تنها سند آسماني تأمين سعادت و كمال بشر است ـ ديگر راه تضمين شده‌اي باقي نخواهد ماند، پس حكمت و لطف الهي اقتضا دارد كه قرآن به طور سالم و دست نخورده در دسترس انسان‌ها قرار گيرد تا انسان‌ها بتوانند براي پيمودن راه سعادت دنيا و آخرت خود، از آن بهره گيرند.

ب‌) دليل قرآني‌: يكي از آيات قرآن كه بر عدم تحريف قرآن دلالت دارد، آيه 9 سورة حجر است‌: "اِنّا نَحْن‌ُ نَزَّلنَا الذكْرَ وَ اِنّا لَه‌ُ لَحَـَفظون‌"; ما قرآن را فرو فرستاديم و خود از آن نگه‌داري و محافظت مي‌كنيم‌. با توجه به اين آيه مي‌گوييم‌:

1ـ خداوند حفظ قرآن را بر عهده گرفته و آن را تضمين كرده است 2ـ آنچه را خداوند محافظت كند، محال است مورد دستبرد و تحريف (كم يا زياد شدن‌) قرار گيرد. نتيجه‌: پس مُحال است قرآن مورد تحريف قرار گيرد.(جهت آگاهي بيشتر، به كتاب قرآن‌شناسي‌، مصباح يزدي‌، ج 1، ص 222، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني‌(ره‌) و الميزان‌، علامه طباطبايي‌، ج 12، ص 101، طبع بيروت‌، ذيل آيه مذكور مراجعه كنيد.)

ج‌) دليل روايي‌: روايات دال بر مصونيت قرآن از تحريف‌، فراوان است‌. يكي از آن‌ها، حديث معروف ثقلين است كه شيعه و اهل‌سنت آن را به صورت متواتر از پيامبر نقل كرده‌اند. در اين حديث آمده است‌: قرآن و اهل‌بيت‌: دو گوهر گران‌سنگند و مادام كه امّت اسلام به آن دو چنگ زنند، هرگز گمراه نخواهند شد. اين دو، از هم جدا نمي‌گردند تا آن‌كه در حوض (قيامت‌) بر من وارد شوند.

اين حديث با صراحت اعلام مي‌كند كه قرآن براي هميشه و تا روز قيامت محفوظ است‌; زيرا اگر تحريف شده باشد، چنگ زدن به آن نه تنها انسان را هدايت نمي‌كند، بلكه باعث گمراهي او نيز مي‌شود، و اين‌، با كلام پيامبر در اين حديث و همچنين احاديثي كه در حوادث و جريان‌هاي فكري و اجتماعي و ... براي بازشناسي حق از باطل ما را به قرآن ارجاع داده‌اند، و قرآن را پناهگاهي مطمئن معرفي كرده‌اند و يا تشويق به قرائت قرآن نموده‌اند، منافات دارد.(قرآن‌شناسي‌، همان‌، ص 217 و مصونيت قرآن از تحريف‌، محمدهادي معرفت‌، ترجمه محمّد شهرابي‌، ص 45، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي و الميزان‌، همان‌، ص 107.)

د) شواهد تاريخي‌: در طول تاريخ‌، شواهدي وجود دارد كه قرآن سالم مانده و تحريف نشده است‌. بعضي از اين شواهد عبارتند از: علاقة زياد عرب به قرآن به دليل فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه‌آساي آن‌، انس فراوان مسلمانان به قرآن و حفظ و تلاوت آن در زمان پيامبر9 و بعد از ايشان‌، تقدس قرآن نزد مسلمانان و حساس بودن آنان به هرگونه تغيير در آن‌، دستورها و توصيه‌هاي ويژه پيامبر اسلام‌در مورد تلاوت‌، نوشتن‌، حفظ و جمع‌آوري قرآن‌، تهيه كردن نسخه‌هاي متعدد از قرآن و فرستادن به كشورهاي اسلامي و... . همة اين‌ها شاهدي بر سالم ماندن قرآن و خدشه دارنشدن از سوي دشمنان است‌. مگر ممكن است قرآن تحريف شده باشد، ولي علي‌بن‌ابي‌طالب و امامان معصوم‌: و بعد از آن‌ها، علماي اسلام ـ كه حافظ و مبيّن قرآن بوده‌اند ـ ساكت نشسته و چيزي نگفته باشند؟ حتي يك مورد هم ثابت نشده كه امامان معصوم‌: مثلا گفته باشند اين مورد از قرآن تحريف شده است‌.(قرآن‌شناسي‌، همان‌، ص 215 و درسنامه علوم قرآني‌، حسين جوان آراسته‌، ص 322، دفتر تبليغات اسلامي و ... .) بنابراين‌، با وجود دلايلي كه ذكر شد و دليل‌هاي ديگر ، قرآن هرگز دستخوش تحريف نشده است و تحريف نخواهد شد.

قرائات مختلف موجب تحريف لفظي قرآن‌كريم نيست زيرا تحريف‌، هنگامي رخ مي‌دهد كه اصل سند از بين برود يا دگرگون شود.در حجيّت و تواتر قرائات مذكور كه آيه همگي به طور متواتر از پيغمبر اكرم‌نقل و ضبط شده است يا نه‌؟ گفتگوهاي فراواني نقل شده است كه از آن مباحث مي‌توان نفي تواتر قرائات را نتيجه گرفت ; يعني طبق رأي محققان‌، بيش از يك قرائت از پيغمبراكرم‌نقل نشده است و آن قرائتي است كه در ميان مردم متداول است و هر قرائت كه با آن مطابق باشد، مقبول وگرنه مردود است‌. اگر بر فرض‌، قبول كنيم كه همه قرائات‌، به روايت مستند است و همة راويان و ناقلان آن مو ، در عين حال از طريق علم اجمالي‌، يقين داريم كه برخي از اين قرائات از پيامبراكرم‌نقل شده است‌، بديهي است كه اين چنين علم اجمالي به قرآن‌كريم و حجيّت آن ضرري نمي‌زند بنابراين‌، با توجّه به اين كه قرائت پيامبراكرم‌بر صلب علم اجمالي ـ در بين قرأ موجودات و با تحقيق و تفحص علما هم اكنون و يا در آينده قابل وصول است‌، سپس سند آيات به طور سالم موجود است‌، تنها براي كشف آن تحقيق و كار علمي لازم است‌.

2. اختلاف در قرائات در حدي نيست كه حقيقت مفهوم از مخدوش كند يا از بين ببرد ; قرائت قرآن ـ چه در نماز و چه در غير آن ـ بر طبق هر يك از قرائات متعارف و معمول زمان اهل‌بيت‌: روا و جائز مي‌باشد، چنانكه هم اكنون نيز همان قرائات معروف و مورد عمل مي‌باشد همچنين اين قرائت‌هاي معتبر هيچ‌گونه تغييري از جهت رسم‌الخط در قرآن ايجاد نمي‌كند تا باعث تحريف آن شود.(ر.ك‌: تاريخ قرآن‌كريم‌، دكتر سيدمحمدباقر حجتي‌، ص 247ـ676، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ; تاريخ قرآن‌، آيت‌اللّه محمدهادي معرفت‌، ص 140ـ181، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها.)

 

دوشنبه پانزدهم مهر 1387 توسط رضا علوی |



این وبلاگ به عنوان تریبون آزاد مذهبی در اختیار دوستان مسلمان و مسیحی است تا هرکس آنچه را که می داند و به ذهنش می رسد در رابطه با حقانیت عقیده خود در این وبلاگ بگوید و از عقاید خود دفاع کند. موضوع اصلی بیشتر در رابطه با مسیح مقدس خواهد بود.
از تمام عزیزانی که لطف می کنند و تشریف می آورند و با نظرات خودشون زینت بخش این وبلاگ می شوند و مرا در ادامه کار مصمم تر می کنند سپاسگذارم.

nasimeeshq@yahoo.com

گفتگوهای من با مسیحیان
مسیحیت (ماهان)
عطری برای بوییدن
محبت اینجاست (مجتبی جواهریان)
در جستجوی حقیقت: پارسا
اسلام آیین برادری
راه مسیح (پدرام سروش)
دفاع از حریم قرآن
مسجد و كليسا (پدر آریوس)
کنارهمین آدم های زمینی می شود خوشبخت بود
مرکز تحقیقات الهیات کتاب مقدس
مهبان مهدی (عج)
یک جرعه از مسیح
مطالبی در مورد دکتر شریعتی
شبهای مهتابی
دنیا بی مهدی صفا نداره
اسلام آیین زندگی و مخالف بیفکری: پاسخی به اهانتها و تهمتها
شناخت دوباره مسیح
ضیافت شادخواران در هفت شهر عشق
عشق پاک (آرتیمیس)
پایگاه تخصصی مسیحیت شناسی انجمن گفتگوی اسلام و مسیحیت
موتور هاي جستجوي جهان
اهدنا الصراط المستقیم (سید حسن ذوالانوار)
سایت راه مسیح
سایت مای مسیح
پیشاهنگ
همصحبتی
شمیم رحمت
فکر و اندیشه
هدیه جهان مسیحیت و یهود به اسلام
اول مظلوم عالم
نقد مسیحیت به زبان ترکی
تاملی در اعتقادات مسیحی
پارادوکس نقد مسیحیت
اسلام و مسیحیت در دادگاه عقل و منطق (پاسخ به اتهامات)
کتاب مقدس(مسیحی واقعی)پژوهشی پیرامون کتاب مقدس و ادعای تثلیث و تصلیب و رستاخیز
آیین زرتشت در دادگاه خرد(نقد منطقی و مؤدبانۀ دین زرتشت که پیروانش دین بهی مینامندش)
سید محمدرضا طباطبایی

یعقوب(ع) با خیانت و نیرنگ ؛برکت را از برادرش می دزدد
یسی چند پسر داشت؟
تشرف کشیش مسیحی به دین مبین اسلام
سیمای عیسی در هنگام دعا
اسحاق قربانی بوده یا اسماعیل؟
آیا در ذات خدا پشیمانی راه دارد ؟!!!
چه کسی صلیب مسیح را حمل می کرد؟
تناتقض در دفن جسد حضرت عیسی (ع)
آیات متناقضی از رؤیت خداوند در کتاب مقدس!
تناقض در محل صعود مسیح؟!
ظهور عیسی (ع) بر شاگردان!
صفات خدا و تثلیث؟
به صلیب کشیده شدن مسیح؟
وحی بودن کتاب مقدس؟
عاقبت یهودای اسخر یوطی؟
تناقض در جریان دستگیری مسیح!
تقاضای زن برای شفای دخترش و برخورد تند مسیح
دفاع از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
بی اساس بودن نامه های پولس!
پولوس کیست؟
بطلان كتب دوازده گانه و اعمال رسولان!!!!
بررسی سند انجیل یوحنا!!!!
بررسی سند انجیل لوقا!!!!
تناقضات عهد جدید 2
محبت خدا 1
شراب در کتاب مقدس و عقل!
انجیل متی؟!!!
بررسی سند انجيل مرقس؟!!!
عهد عتیق خود به تحریف تورات اعتراف می کند!
تندی عیسی با مادرش!
زن از دیدگاه کتاب مقدس!
غزلیات سکسی سلیمان
خدایی که کتاب مقدس معرفی میکند خدایی است که آدرس خانه ها را اشتباه میکند!!!!!
آیاتی از تحریفات کتاب مقدس
زنای لوط نبی با دخترانش!
موسی(ع) و هارون(ع) حاصل ازدواج پدرشان با عمه ایشان می باشند!
مقام پاپ بالاتر از پبامبران و مسیح است!
مولف تورات کیست؟
مولف سایر کتب عهد عتیق کیست؟
ابراهیم زنش را برای همبستر شدن به فرعون میدهد!
فرمان عجیب خدای مسیحیان و یهودیان!!!!
شراب در آیین مسیحیت؟
آیا پیامبران خدا گناهکار بودند؟
آیا مسیح خدا است؟