|
14- پاپ چه گفت؟ (تهمت به اسلام)
پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان در سخنرانی روز سه شنبه (12 سپتامبر) خود در دانشگاه «رگنزبرگ» در بحثی رابطه بین خردورزی و ایمان و مسأله ی جهاد (جنگ مقدس) را به میان کشید. وی در سخنان خود به نقل قولی از یک گفت و گو میان «مانوئل دوم» امپراتور مسیحی بیزانس با یک عالم دینی مسلمان ایرانی استناد کرد که گفته بود:
«به من نشان بده که محمد چه چیز تازهای ارائه کرده است؟ آیا جز چیزهای بد و غیرانسانی، چیز دیگری به ارمغان آورده است؟ مثلاً او حکم میکرد که ایمانی که او وعظ میکند باید با زور شمشیر گسترش یابد!!!»
پاپ در ادامه سخنان خود، تأکید می کند که هدف از طرح این مباحث صرفاً زمینه سازی برای گفتگو است. پاپ در ادامه چنین توضیح میدهد:
«امپراتور بیزانس مطمئناً می دانسته است که در آیه 256 از دومین سوره قرآن، (منظور آیه شریفه «لا اکراه فی الدین» (از سوره بقره) آمده است که هیچ اجباری در دین نیست، ولی به گفته خبرگان، این سوره مربوط به دوره های ابتدایی (اسلام) و زمانی است که محمد(ص) قدرت نداشت و مورد تهدید بود.»
لازم به ذکر است برخلاف ادعای پاپ، آیه مورد استناد از آیات مدنی بوده و مربوط به زمان قدرت یافتن مسلمین و تشکیل حکومت توسط پیامبر اسلام(ص) میباشد. سپس پاپ می افزاید: امپراتور مسلماً از قوانین مربوط به مبارزه مقدس (جهاد) که در اسلام، وضع و در قرآن نیز ثبت شده است، آگاه بود.
وی بدون اشاره به جزئیاتی مانند نوع برخورد تجویز شده برای اهل کتاب و کافران، با لحنی تند و بی ادبانه به مسأله اصلی درباره رابطه مذهب و خشونت به طور کلی پرداخته و به طرف گفتگوی خود می گوید:
«اکنون به من نشان بده محمد(ص) چه چیز جدیدی به ارمغان آورده، و خواهی دید تنها مسائل شیطانی و غیر انسانی وجود دارد مانند دستور او به گسترش دینی که وی تبلیغ می کرد از طریق شمشیر.»
پاپ افزود:
«در این میان، جمله تعیین کنندهای که در این استدلال در مخالفت با اصلاح و هدایت به راه راست از طریق خشونت از سوی امپراتوری ذکر شده، آن است که غیرعقلانی رفتار کردن مغایر با ذات خداوندی است.»
«تئودور کوری»، ناشر این اثر در تفسیری از مجموعه این مباحثات چنین آورده است:
«برای امپراتوری که با فلسفه یونان رشد و تکامل یافته، این جمله، جمله ای بدیهی و آشکار و برعکس از دیدگاه تعالیم اسلامی، خداوند امری کاملاً فراتجربی و مافوق معرفت بشر است. در واقع، خواست و اراده پروردگار ارتباطی با طبقات و دسته بندی های ما ندارد، بلکه ارادهای مبتنی بر عقلانیت و خردمندی است.»
رهبر کاتولیکهای جهان در ادامه سخنان خود میگوید:
«کوری به نقل از یک اسلام شناس معروف فرانسوی به نام «آر.آرنالدتس» اشاره می کند که به نقل از «ابنحزم» (منظور «ابومحمد علی بن احمد بن سعید بن حزم»، فیلسوف مسلمانان اندلسی است که در سال 944 میلادی در اسپانیا متولد شد) تا آنجا پیش می رود که خدا محدود به کلام خودش هم نیست؛ هیچ چیز او را ملتزم و مجبور نمی کند که حقایق را بر ما آشکار و هویدا کند. جایی که اراده خدا باشد ما حتی بت پرستی هم باید بکنیم.»
15- محمد(ص)ستیزی، یک جنون و کینه قدیمی
پیشینه صدها سال گستاخی صلیبی ها به «پیامبر اعظم»(ص) و دشمنی غرب با اسلام، جدای از آن که حتّی سابقه ای ماقبل مسیحی در برخورد شرق و غرب دارد، در نخستین قدم، محصول پیشرفت سریع و گسترده اسلام در محدوده قدرت امپراتوری مسیحی روم از یک طرف و نفوذ اسلام از جنوب تا قلب اروپا از سوی دیگر در قرون نخستین اسلامی بود. آن زمان هنوز کلیسای ارتدوکس از کلیسای کاتولیک جدا نشده بود و غرب یکپارچه در تاریکی و جهل روزگارش را سپری می کرد. در تمام این دوره آنچه غرب از اسلام می دانست، بسیار اندک و بر اساس دشمنی تمام عیار با آن بود. غرب تا قرنها پس از آن، نه ترجمه ای از قرآن می شناخت و نه با شخصیت حضرت محمد(ص) آشنایی داشت. مبنای قضاوت آنان از اسلام و محمد(ص)، افسانه ها و شایعات پوچی بود که مبلّغان بیسواد و کینه توز وابسته به کلیسا منتشر می کردند. غرب در این مدت، محمّد(ص) را به نام «محوند» میشناخت و این کلمه را - نعوذبالله- مساوی با شیّادی و دروغگویی می دانست. در این دوره بود که اسامی «محوند» یا در مواردی «محون»، «محومت» و در فرانسه، «ماحون» و در آلمانی، «ماخمت» که با مفاهیمی چون «دیو و عفریت» مترادفند، از جمله نامه ایی بودند که در نمایش های مسیحی و داستانهای عاشقانه (رومانس) اروپای سده دوازدهم ابداع شدند. در قرون وسطی، در تبلیغات غربی و مسیحی، حضرت محمد(ص) که منجی بشریت از تعصّب و جهل و خرافه و خشونت پاپ ها دانسته می شد، مظهر شیطان و دجال، خوانده میشد و بدترین و رکیک ترین افسانه ها و خشونت های کلامی توسط کلیسا درباره حضرت ختمی مرتبت(ص) میان مردم اروپا انتشار می یافت. همین کینه ها بود که جنگهای صلیبی را علیه مسلمانان به راه انداخت و برای دو قرن و نیم به نام خشونت مقدس و با علامت صلیب، عامل قتل صدها هزار بلکه میلیونها انسان مسلمان و مسیحی شد. این زمان، بردن نام مبارک محمد(ص)، همراه با دشنام و هتاکی بود و کلیسای قرون وسطی، آن اسم مقدس را بدون پسوندهای دشنام گونه نمیآورد. در اثر شاعر انگلیسی «ویلیام لنگلند» با عنوان Piers Plowman که سال 1362 میلادی به چاپ رسیده آن بزرگوار را در میان نیروهای دوزخی در اسفل دوزخ جای می دهد. در این متن، محمد(ص)، یک کاردینال بدعتگذار است که در عربستان، مرتدّ شده و آیینی جدید درست کرده است. «ویلیام دنبار» شاعر اسکاتلندی، محمد(ص) را رئیس تشریفات جهنّم، وصف میکند. در این دوره، داستانهای حماسی که در آنها به ستایش اروپا پرداخته میشد، فراوان ساخته شد و دشمن مشترک در همه آنها، مسلمانان بودند. در برخی از این داستانها آمده بود که «محون»، حکم بتی را دارد که «ساراسنها» - یعنی مسلمانان - آن را پرستش می کنند و مثل مسیحیان که خدای پدر را و یهودیان که یهود را به کمک می خوانند آنان هم دست به دامن «محون» می شوند، بدین ترتیب محمد(ص) در ترانه ها و متون نمایشی قرون وسطایی اروپا به عنوان یک بت تصوّر می شد.
در آستانه ی قرون جدید، مهمترین تهدید برای اروپا، ترکان مسلمان عثمانی بودند. شکستهای فاحش غرب مسیحی که به سقوط مرکز کلیسای ارتدوکس به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453 منجر شد، بار دیگر شعله های خشم کلیسایی را علیه شخصیت حضرت محمد(ص) برافروخت. غربیها تقریباً تا قرن هجدهم بلکه نوزدهم، هیچ تلاشی برای شناخت شخصیت واقعی پیامبر(ص) انجام ندادند. «تاریخ جهان» اثر «هیگدن» - یک راهب بندیکتی - که فقط سه بار به انگلیسی در سالهای 1495 و 1387 و 1527م، ترجمه شد. داستان کبوتری را می آورد که محمد(ص) او را تربیت کرده بود تا برای دانه بالای سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود که به او وحی می فرستند. داستان دیگر، داستان شتری است که محمد(ص) تربیت کرده بود که فقط از دست او غذایش را بگیرد. محمد(ص) قرآن را برگردن این شتر آویخته بود وقتی نزدیک او می شد، زانو می زد و محمد(ص) آن را می گرفت و به مردم میگفت که این پیامی آسمانی است. جذابیتهای جنسی از دیدگاه هیدگن، یکی از راههایی است که محمد(ص) برای تضعیف مسیحیت و تقویت اسلام انتخاب کرده بود. لوتر به رغم آن که تلاش کرد تا پاپ را مظهر «دجال» بداند و بدین ترتیب این نام را از حضرت محمد(ص) برداشت، در این باره، اصرار مداوم داشت، باز هم تلاشی برای شناخت درست از اسلام و حضرت محمد(ص) نداشت و همچنان او را آماج حملات تند خود قرار میداد، در حالی که در قرن نوزدهم، نوشته های کسانی مانند «کارلایل» یا «واشنگتن ارونیک» تلاش می کردند تا نقش حضرت محمد(ص) در کاروان تمدن بشری نشان دهند، یا «گوته» که تصویری زیبا از محمد(ص) در اشعارش نشان می داد، از نظر کلیسا مطرود و محکوم بود. آثار فراوانی که شماری از روشن اندیشان این دوره درباره اسلام نوشتند، از نظر کلیسا، آثار ممنوعه و در شمار کتب ضالّه به حساب می آمد. در یک دوره کوتاه، و بیشتر در قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم بود که به تدریج غرب توانست آثاری محدود عرضه کند که با نگاهی واقع بینانه تر به اسلام بنگرد، اما حتّی آن آثار هم به استثنای اندک، به هیچ روی تمایلی به اعتراف نسبت به امتیازات اساسی به اسلام نداشت. داستان «شرق شناسی» خود، افسانه دیگری است که به قول «ادوارد سعید»، کنه آن، تحقیر شرق برابر غرب است و به نظر می رسد، امروز غرب به همان نقطه بازگشته است. این تصادفی نیست که «بوش» پس از 11 سپتامبر بحث جنگ صلیبی را مطرح میکند. چند سالی بعد از آن، کاریکاتورهای احمقانه و مملوّ از خباثت علیه حضرت محمد(ص)، پیامبر بزرگ رحمت و عدالت و عقلانیت و اخلاق کشیده می شود و امروز پاپ که خود و کلیسایش را مظهر آرامش و صلح می خواند، این چنین به آتش جنگی که غرب مسیحی و نظامی شعله ور کرده، دامن میزند. البته تصور این که پاپ، به تنهایی و بدون برنامه این مسائل را مطرح کرده، تصوری واهی است.؟
16- قرآن ستیزی، کینه ا ی قرون وسطایی
ما در سخن اول (بند 11) به نمونه ای از قرآن ستیزی های کلیسا اشاره کردیم، اینک مناسب است که این کتاب را با ذکر آخرین نمونه مبارزه ی علنی رهبران واتیکان با قرآن کریم و به ویژه فرهنگ عدالت خواهی و جهاد ضدّ ظلم در کتاب شریف خداوند پایان بخشیم:
رییس شورای گفتگوی ادیان واتیکان در اقدامی توهین آمیز نسبت به اسلام، مدعی شد که قرآن کلام خدا نیست و حکم جهاد باید از اسلام حذف شود. «جین لوییز توران»، مشاور پاپ بندیکت شانزدهم در واتیکان و رییس شورای پاپی گفتگوی ادیان، درباره اسلام گفت:
«قرآن کلام خدا نیست و مسلمانان باید قانون جهاد را از دین خود حذف کنند... در حالی که بیشتر علمای دینی مسلمان به فعالیت های تروریستی محکوم می شوند، باید موضع صریح و روشنی را درباره جهاد که در قرآن بر آن تأکید شده است، اتخاذ کنند.»204
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
204. «ماهنامه آموزشی- اطلاع رسانی معارف»، صص 59-58، به نقل از (سایت شیعه نیوز)
|