تبليغاتX
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم



عيسى در قرآن،عيساى تاريخى و اسطوره تجسّد 1

مسيحيان از ديرباز حضرت عيسى را تجسد خدا و داراى مقام الوهى مى‏شناسند. با اين حال، در دهه‏هاى اخير گروهى از دانشمندان مسيحى ادبيات تجسّد را بهره‏مند از زبان اسطوره‏اى دانسته‏اند. قرآن كريم انديشه تجسّد را يكسره رد كرده و كفر آن را به صراحت اعلام داشته است. در برابر، مسيحيان معتقدند كه آنچه در قرآن در مورد عيسى آمده، برگرفته از افسانه‏هايى نادرست است كه پيامبر اسلام(ص) از برخى فرقه‏هاى مسيحى ساكن در عربستان شنيده است. همچنين مدعى‏اند كه قرآن اعتقاداتى را به آنان نسبت داده كه هيچ‏گاه بدان اعتقاد نداشته‏اند.

نويسنده در اين مقاله به دسته‏بندى اشكالات مسيحيان در مورد «عيسى در قرآن» پرداخته و با توجه ويژه به سياق آيات و نيز موقعيت تاريخى و جغرافيايى و فرهنگى نزول قرآن، درصدد پاسخ به آنها برآمده است. همچنين نويسنده ضمن مثبت ارزيابى كردن اقدام دانشمندانى چون جان هيك در كتاب اسطوره تجسد، آن را گامى به جلو در جهت گفتگوى بين مسيحيت واسلام مى‏داند. با اين حال، وى مى‏گويد كه ديگر اختلافات موجود بين قرآن وآموزه‏هاى مسيحى درمورد عيسى به گونه‏اى است كه هنوز هم مسيحيان محتواى قرآن در مورد عيسى را غيرواقعى ارزيابى مى‏كنند.


ادامه مطلب

شنبه بیست و هشتم دی 1387 توسط رضا علوی |

زير فشار كليساها

زير فشار كليساها

دردو مورد، در طرح اساسنامه ي پيمان اروپا، اصول لاييك به چالش كشيده شده اند: شناسايي «ميراث مذهبي» اروپا، در ديباچه آن، و ماده 51 كه نقش مشاركت مذاهب مختلف در نهادهاي اروپايي را به رسميت شناخته است.
اين بدعت ها– كه باعث ابراز مخالفت هايي از جانب نمايندگان پارلمان اروپا شده و دولت هاي عضو را دچار تفرقه كرده (1) - تا اندازه اي حاصل فعاليت لابي هاي انجمن هاي مذهبي و بخصوص كاتوليك دردرون نهادهاي اروپايي هستند. اين جا، هدف پذيراندن وجود بعد مذهبي در ساختار اروپا و از اين راه اعطاي حق نظارت بر جهت گيري هاي عمومي اتحاديه به كليساها است. اين لابي گري پس از برگزاري كنفرانس هاي سازمان ملل در باره ي جمعيت و توسعه (1994) در قاهره و در باره ي حقوق زنان (1995) در پكن، يعني موضوعاتي كه در صدردغدغه هاي كليساها قرار دارند، شدت بيشتري پيدا كرد.

واتيكان ، يك لابي رسمي
واتيكان به دليل بعد دوگانه اش در مقام دولت و نيز رياست كليساي كاتوليك در نوك اين پيكار قرار گرفته است. پاپ ژان پل دوم، از همان سال 1988، طي سخنراني خود در پارلمان اروپا، به نمايندگان هشدار مي داد كه مبحث مسيحيت را از گفتگوهاي عمومي در سطح اروپا خارج نكنند. اين سخنراني يك اعلام خطر واقعي بود. او چنين گفت: « رسالت مسيحيت اعلام حضور در تمامي عرصه هاي وجود است. بنابراين وظيفه ي خود مي دانم براين نكته تأكيد كنم كه: چنانچه روزي بنيادهاي مذهبي و مسيحي اين قاره مورد ترديد قرار بگيرند و به يك باره هر گونه استنادي به اخلاقيات كنار گذاشته شود، در آن صورت، دامنه ي نتايج حاصل به مراتب فراتر از به دور ريختن ميراث اروپا خواهد بود. (2) » يا ما، يا هرج و مرج! يا ما، يا آخرالزمان! تبديل مسيحيت به سررشته ي وحدت بخش و سازمان دهنده ي سياست و افكار عمومي در اروپا! اين همان چيزي است كه براي جمعي از كاتوليك ها به يك وسوسه ي بيمارگونه ي واقعي تبديل شده است.
بارگاه مقدس (واتيكان) عضو اتحاديه ي اروپا نيست و تنها در مقام ناظر در آن حضور مي يابد. حتّا به طور جدّي هم به عضويت در آن نمي انديشد. چون در آن صورت مجبورخواهد شد به مصالحه هاي سياسي تن در دهد و اين چيزي است كه، با توجه به برداشتي كه از قدرت معنوي دارد، قاطعانه مردود مي شمارد. با اين همه، بارگاه مقدس تلاش بي مانندي به خرج مي دهد تا بلكه اتحاديه ي اروپا، كليساي كاتوليك را به مثابه ي تنها انجمن مذهبي كامل به رسميت بشناسد تا از اين راه بتواند ساير اديان را از دور رقابت خارج كند. اما از نظر مالي تا اندازه اي در آن ادغام يافته، به اين صورت كه در ميان تعدادي از دولت هاي عضو از موقعيت ويژه اي برخوردار است و از آنها كمك ها و يارانه ها يي دريافت مي كند (3). الويت، از ديد بارگاه مقدس، تلاش در جهت تحميل فلسفه «جوامع كامل» “ societas perfectae ” در سطح اتحاديه ي اروپا است: اصول اعلام شده كليسا مي بايستي بر مناسبات ميان قدرتف همگاني و جهانف جويايف اتحاد، حاكم باشند (4).
در ماه مارس 1996، در جريان تدارك پيمان آمستردام، يادداشتي در اختيار سفراي اكرديته ي اتحاديه نزد واتيكان گذاشته شد. بارگاه مقدس هدف هاي زير را دنبال مي كرد: تأكيد بر سهم كليساها و مذاهب در توسعه ي اروپا، تضمين مناسبات كليسا- دولت به همان صورتي كه درون دولت هاي عضو وجود دارند، تحكيم ريشه هاي مناسبات كليسا- دولت در بطن حقوق جوامع ، پيش گيري از هر نوع تبعيض ميان كليساها و مذاهب در مقايسه با ديگر جنبش هاي اجتماعي كه تا به حال در مجامع مورد پذيرش قرار گرفته اند، حمايت از توانايي هاي دولت هاي عضو در مناسبات فعلي شان با كليساها و مذاهب(5).
شوراي وزيران اروپا با اين بهانه كه بارگاه مقدس عضو اتحاديه اروپا نيست به سند مزبور وقعي نگذاشت. در آن هنگام پاريس بر اين نظر بود كه هيچ گونه ارجاع به ارزش هاي ديني پذيرفتني نيست چون مشكلات سياسي و متعارض با قانون اساسي فرانسه به وجود مي آورد. اما به نظر مي رسد كه امروزه مشكل برطرف شده است...
به اين ترتيب، گروه هاي فشارف واپسگرا نبردي بي امان به راه انداخته اند تا امتيازهاي كهنه شان را نجات دهند و نيروهاي شان را سازماندهي مي كنند تا به ايجاد اروپاي مسيحي صورت تحقق ببخشند. ايتاليا و لهستان خواستار تأكيد دقيق بر ميراث مسيحي و اكتفا نكردن بر وجه ديني آنند. واتيكان در لابي گري هايش بر شوراي كنفرانس هاي اسقفي اروپا (CCEE) كه يك دفتر سياسي نزد جامعه اروپا به نام كميسيون اسقف هاي جامعه ي اروپا (Comece) در بروكسل دارد، تكيه مي كند.
كميسيون اخير خواستار نهادينه شدن گفتماني سازمان يافته با نهادهاي اروپايي در چارچوب كنوانسيون اروپا از جمله در اجلاس هاي منظمف كار و نيز «مشاوره ي پيش تقنيني» شده است. با توجه به اين كه انجمن ها فاقد وضعيت رسمي در سطح اروپا هستند، Comece از طريق تاسيس گروه هايي نظير ميگروروپ Migreurope كه شبكه اي غير رسمي از انجمن هاي- از جمله مسيحي- در باره ي پناهندگي و مهاجرت هستند، تخصص خود را به نمايش مي گذارد (6).
در 1992، آقاي ژاك دلور Jacques Delors كه در آن موقع رئيس كميسيون اروپا بود يك گروه غير رسمي از مشاوران تشكيل داد (Forward studies unit) كه وظيفه مشخص يكي از آنها بررسي امور ديني بود. نام اين گروه كه تحت مديريت آقايان ژاك سانته و رومانو پرودي قرار داشت به گوپا GOPA (Group of policy advisors) تبديل شد. به اعتقاد آقاي پرودي، اديان نقش مهمي در توسعه اتحاديه بازي مي كنند(7). اكثر اعضاي گوپا كاتوليك هايي هستند كه فرايض ديني را به جاي مي آورند.
سازمان ديگري هست به نام كانون كاتوليك اروپايي (FCE) كه تارهايش را بي سر و صدا در اتحاديه ي اروپا مي تند. اين سازمان را، در آغاز سال هاي 1960، عده اي از حقوق بگيران كاتوليك كه در نهادهاي اروپايي استخدام بودند، تاسيس كردند. اين كانون در درجه اول يك مركز روحاني بروكسلي است كه ژزوئيت ها آن را اداره مي كنند و شامل يك نمازخانه است به نام شاپل سن بنوا كه هر روز در آن مراسم دعاخواني براي كاركنان اتحاديه برگزار مي شود. اين مركز معنوي، در عين حال، محل تشكيل جلسات گروه هاي مختلف كار هم هست كه به دنبال راه حل هايي براي مسايل سياسي و اقتصادي اروپا مي گردند.
كانون كاتوليك اروپايي (FCE) نقش مخزن انديشه ها را ايفا مي كند. آنجا محل مبادله افكار و مراودات مسؤولان سياسي و كاتوليك هاي اروپا است. هر سال، فرستاده مخصوص واتيكان نزد نهادهاي اروپايي- مقامي كه هرگز به صورت رسمي مورد تأييد اتحاديه اروپا قرار نگرفته- رياست جلسه همه ي ارگان هاي وابسته به كانون را بر عهده مي گيرد. جلسه مزبور فرصت مناسبي است براي كسب اطلاع از فعاليت هاي لابي كاتوليك در داخل سازمان هاي اتحاديه اروپا كه در جهت تعيين نمايندگاني در هر يك از برنامه هاي اتحاديه صورت مي پذيرد.
با اين همه، هدف هاي مورد نظر مؤلفه هاي متعدد «خانواده ي كاتوليك» از تنوع زيادي برخوردار است. بارگاه مقدس در درجه نخست در تلاش ائتلاف با سياست مرداني است كه با دكترين اخلاقي پاپ موافق و طرفدار مسيحي سازي دوباره اروپا باشند. بخش عمده ي كار را دستگاه اداري پاپ در ارتباط با محارم و مؤتمدين شخصي اپوس دئي Opus Dei (تشكيلات كليسا- م.) انجام مي دهند. اعضاي مازاد يا هوادار تشكيلات به قدر كفايت در اين شوراي خانوادگي نمايندگي مي شوند.
اغلب در هنگام گفتگوهايي كه بر سر برنامه هاي كمك به كشورهاي جنوب در مي گيرد مسأله پيش گيري حاملگي و وضعيت خانواده نيز مطرح مي شوند. كليسا با اتحاديه همكاري دارد و مي تواند ديدگاه هايش را از وراي شبكه اي از تشكل ها و انجمن هاي كمك به توسعه انتشار دهد مانند: كاريتاس اروپ، بخش اروپايي همكاري بين المللي براي توسعه و همبستگي (Cidse)، كنفرانس اروپايي عدالت و صلح، فدراسيون اروپايي انجمن هاي ملي ياري به بي خانمان ها (Feantsa). فشارهايي كه كليسا در جريان بحث هاي قوه مقننه اعمال مي كند با واكنش هاي پارلماني فزاينده اي روبرو مي شوند. چنين است كه در فوريه 2002 ، 53 تن از نمايندگان اروپا، از احزاب گوناگون، علناً «مداخلات بارگاه مقدس در امر ازدواج و طلاق» را محكوم كردند.
طرح اساسنامه ي پيمان مخالفت بسياري از انجمن هاي لاييك اروپايي را بر انگيخته است و اينان شناسايي «حق مداخله» به سود مذاهب را محكوم مي كنند(8). شناسايي ميراث مذهبي اروپا، در وهله ي اول، باعث ايجاد اعتبار براي اديان در عرصه ي عمومي اروپا شده، به تبعيض ميان دين داران و بي دينان منتهي خواهد شد.
به گفته ي نماينده ي پر شور راديكال اروپا، منتخب ايتاليا، آقاي مريتسيو توركو Maurizio Turco ، «بحث بر سر اين است كه معلوم شود آيا اتحاديه بر پايه ي باورهاي مذهبي بنا شده و ميوه ي ناگزير تاريخ ماست، يا آن كه بيانگر انتخاب آزاد شهروندان آن به واسطه ي يك قرارداد اجتماعي تحول يابنده است. ما نمي توانيم بپذيريم كه در قرن بيست و يكم مي شود نهادهاي سياسي را بر اساس اعتقادات مذهبي به پا ساخت كرد، حتا اگر آنها اكثريت را تشكيل دهند(9) ». نفوذ هواداران در دل نهادهاي اروپايي، دريافت كمك هاي مالي را امكان پذير كرده است. مثلا در يك برنامه اروپايي به نام «روحي براي اروپا» يارانه اي به ميزان 10000 يورو، در سال 1998، توسط يك مركز فنلاندي موسوم به مركز آموزش اروپايي بين فرهنگ ها واريز شد كه طرح مقدماتي آن تامين مالي سميناري در باره ي ارزش هاي اخلاقي و معنوي ادغام اروپا بود. در بادي امر، جايي براي انتقاد نيست. در حالي كه همين مركز ساخته ي اپوس دئي است و در فنلاند و كشورهاي بالتيك داراي پايگاه مستحكمي هست.
مركز آموزش در 1998 تأسيس شده است، يعني يك سال پس از ايجاد سازمان در فنلاند. عاليجناب فيليپ ژوردان عضو پيوسته ي اپوس دئي گرداننده اصلي اين سمينار مي باشد. او مسؤوليت بسط موضوع «ريشه هاي معنوي اتحاديه اروپا» را بر عهده داشت. دشوار مي توان باور كرد كه يك برنامه اروپايي در خدمت تأمين مالي سازماني قرار بگيرد كه فلسفه ي آن در تقابل كامل با هدف هايي باشد كه در گذشته ژاك دلور و ژاك سانته تعريف كرده بودند: «رواداري و چند گرايي» ، «احترام متقابل و قبول تفاوت هاي جنسيتي و مذهبي»، «همبستگي با مردماني كه بي چيز تر از همه هستند» و «آزادي بيان».
اپوس دئي، به تقاضاي اكيد رم، براي اروپا الويت قائل شده است. در 1993، از سخنگوي مركزي اين تشكيلات در رم، از آقاي گيوسپه كوريليانو Giuseppe Corigliano پرسيدند كه آيا بارگاه مقدس، مأموريت خاصي را به اپوس دئي محول كرده است. او هم فرياد برآورد: «اروپا!» اين تعهد بيشتر از هر جايي در زمينه ي جنسيت (سقط جنين و كنترل مواليد) خود را نشان مي دهد. در اين مورد نيز اپوس دئي بر خلاف اصول و هدف هاي اتحاديه اروپا گام بر مي دارد. آن هم به ياري پولي كه همين نهاد ها واريز كرده اند!

هزينه مالي اپوس دئي
در 1994، عاليجناب خاوير اچه واريا Javier Etchevarria ، نماينده اپوس دئي در رم، اعضاي سازمان را به ايجاد يك خط ماژينو عليه «خوشباشي» (هدونيسم) غالب در اروپاي غربي فراخواند. به موازات اين جريان، انجمن هايي در سايه فعالند تا در داخل حكومت ها و نهادها نفوذ كنند. آنها براي رسيدن به اهداف شان كنفرانس هاي متعددي برگزار مي كنند يا با افراد فعال ضد سقط جنين تماس مي گيرند..
پروژه هاي متعددي وجود دارند كه سازمان هاي وابسته به اپوس دئي ساخته و پرداخته اند اما از طرف اتحاديه اروپا تامين مالي مي شوند. جمع آوري پول از طرف بنياد ليمات (سوئد)، بنياد رن-دانوب (آلمان) و بنياد ايتاليايي تعاون دانشگاهي (ICU) تحقق يافته است. اين سه بنياد ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند. با توجه به اين كه فعاليت اينان از طريق واسطه ها و سازمان هاي متعددي دنبال مي شود، مسؤولان اروپا به دشواري مي توانند تشخيص بدهند كه كدام يك از ميان آنان ممكن است در خدمت اپوس دئي قرار داشته باشد(10). بنابراين، كاملا محتمل است كه از طريق اين گونه موازي كاري ها تشكيلات اپوس دئي چندين بار كمك مالي دريافت كنند، بي آن كه كسي متوجه اين قضيه شود!
بهترين نمونه ICU است كه دفترهايي را در رم، بروكسل، بيروت، هنگ كنگ و مانيل باز كرده است. اين بنياد در تامين مالي دانشگاه هاي اپوس دئي نقشي تعيين كننده دارد. اين بنياد سازمانده و پشتيبان مالي (اسپانسر) «كنگره هاي سالانه ي محصلان و دانشجويان» است و اپوس دئي تلاش مي كند در ميان جوانان عضو گيري كرده آنها را به رم بفرستد. اتحاديه اروپا نيز پروژه هاي بنياد را از نظر مالي تامين مي كند.
بنياد رن- دانوب، بنياد ليمات و آي- سي- يو در سطح جهان با يكديگر همكاري مي كنند، از جمله در فيليپين. آنها در اين كشور، در 1995، دانشگاه آسيا و اقيانوس آرام (University of Asia and the Pacific /UA&P) را ايجاد كرده اند و همه ي اين ها باز هم به بركت كمك هاي اتحاديه اروپا(11).
جدا از اقدامات مستقيم اپوس دئي، گاه پيش مي آيد كه اتحاديه ي اروپا، ندانسته، از پروژه هايي در سطح ملي حمايت مي كند كه از طرف سازمان هاي نزديك به آن جريان پيش برده مي شوند، مثلاْ مركز رمي اليس- ادوكدسيونه، لوورو، اينستروتسيونه، اسپورت، بنياد خوابگاه هاي دانشگاهي بين المللي(FRUI) يا انجمن (بلژيكي) همكاري فرهنگي، فني و پرورشي (Actec) كه پول هم دريافت كرده است (795163 فرانك بلژيك در سال 1996- معادل 20000 يورو).
اقدام عاجل، در حال حاضر، مراقبت بر وجود شفافيت بيشتر در نحوه ي توزيع كمك هاي مالي در اروپا و نظارت بر جداسازي لائيك ميان قدرت سياسي و گزينه هاي مختلف معنوي و ايماني است.

نويسنده: كريستين تيراس Christian TERRAS
مترجم: ا. نادري
منبع: لوموند ديپلماتيك ژانويه 2004

پي نوشت ها:
1- لوموند 2 دسامبر 2003. 185 انجمن از سرتاسر اروپا با امضاي توماري خطاب به كنوانسيون اروپا خواستار لغو ماده 51 شدند. www.catholicsforfreechoice.org
2- سخنراني 11 اكتبر 1988 در برابر پارلمان اروپا http://www.cerf.fr/catho/endit/europe/index.php در همين سايت مي توانيد خطبه هاي عبادي پس از نشست مجلس اصحاب كليسا «Ecclesia in Europa» به تاريخ 28 ژوئن 2003 را بخوانيد.
3- در آلمان، كليسا دومين كارفرماي كشور محسوب مي شود و از امتيازهايي در زمينه حقوق كار بهره مند است.
4- نگاه كنيد به مقاله ي فرانسوا هوتار «ژان پل دوم، يك پاپ محافظه كار و مدرن». لوموند ديپلماتيك، ژوئن 2002.
5- فدراسيون اروپايي انسانگرا www.humanism.be
6- ن. ك. Preserving power and privilege. www.catholicsforfreechoice.org
7- سخنراني در بنياد دن تونينو بلو don Tonino Bello 13 ژوئن 2003.
8- www.europe-et-laicite.org/archives2002/parlementaires.html
9- فدراسيون اروپايي انسانگرا www.humanism.be
10- نامه ي سرگشاده به كنوانسيون اروپا. چاپ توسط شبكه ولتر www.reseauvoltaire.fr
11- ن. ك. خوان گواتي سولو «يك قديس فاشيست و فاسد». لوموند ديپلماتيك اكتبر 2002.
12- نمونه ديگري از اعمال نفوذ، شوراي اروپا در سپتامبر 1998 جايزه اروپايي حقوق بشر را به كيارا لوبيك تقديم كرد. او بنيان گذار جنبش نيرومند كاتوليك فوكولاري است و به شدت با سقط جنين و وجود زوج هاي هم جنس گرا مخالف است.

شنبه بیست و یکم دی 1387 توسط رضا علوی |

مسيحيت پس از سال 2000

مسيحيت پس از سال 2000

   

آندره گريلى (از دانشگاه شيكاگو)
مترجم: دكتر فرزان سجودى

با افول خورشيد اين هزاره و طلوع خورشيد هزاره اى ديگر، مذهب در آمريكا با بحرانى قطعى روبرو است. يا به خواسته هاى گرايشهاى تكثر فرهنگى (multi-culturalism)، حفظ محيط زيست، مذاهب جديد، نظم جديد جهانى، پيشرفت علمى، بحران سياسى جامعه، آرمانهاى زنان اقليت و جوانان پاسخ قطعى مى دهد يا در برابر نيروهاى سكولار و پست مدرن ميدان را خالى مى كند. ورود به هزاره جديد آخرين بخت براى مذهب در آمريكاست.
اين جملات اين روزها بسيار شنيده مى شود و در بحرانى كه با آن درگيريم، نوعى فراخوان به اظهار ندامت و بازبينى گذشته است. به نظر من، اين گرايش در بيشتر نشستهاى رهبران مذهبى و عالمان الهيات مورد استقبال قرار مى گيرد؛ ولى متأسفانه حتى يك كلمه آن حقيقت ندارد. گرايش ما انسانها به تقسيم واقعيت به دوره هاى مختلف - كه ضرايبى از ده هستند - كاملاً تصنعى و فريبنده است. مذهب در آمريكا رو به افول نيست و وضعيتش، دست كم بيش از حدى كه معمولاً مطرح مى شود، بحرانى نمى نمايد. اقليتى محدود گاه ضرورت ارتباط اجتماعى و سياسى را مطرح مى كند و مذهب را از وظيفه اصلى اش - كه دادن معنا و هدف به زندگى است - منحرف مى سازد. پسامدرن جز در مدارس الهيات، دپارتمانهاى انگليسى و متأسفانه برخى از دپارتمانهاى جامعه شناسى دانشگاههاى معاصر وجود ندارد. انسان پسامدرن بيش از انسان مدرن - كه سى سال پيش ستوده مى شد و مقصود از آن هم همان همكاران ساختمانهاى مختلف دانشكده بود - گسترده نيست. در حقيقت خوشبختانه بيشتر ما هنوز پيشامدرن هستيم. سرانجام، اين هزاره از راه رسيد.
آدمهايى مثل من برنامه ريزى شده اند تا واقعيت اجتماعى را خاكسترى، پيچيده، مبهم و سرشار از مسأله و تحول اجتماعى را چيزى نامنظم و آشفته، چند سويه و غير قابل پيش بينى ببينند. به همين دليل، ما پيامبران و پيشگويان خوبى نيستيم. ما تنها مى توانيم از مسائلى كه مذهب اكنون و احتمالاً در چند سال آينده با آن درگير خواهد بود طرحى كلى تهيه كنيم. نبايد فراموش كرد كه يك تحليل گر داده ها در برابر پيش بينى هاى بيش از پنج سال با ترديد عمل مى كند. پس اگر به خود جرأت دهيم و درباره ده سال آينده پيش بينى كنيم، نبايد آن را خيلى جدى بگيريم.
طرحى كه من از اين موضوع تهيه كرده ام به هيچ عنوان مدعى كامل بودن يا منظم بودن نيست. اينها در واقع حوزه هايى هستند كه مذهب ممكن است تصميم بگيرد به آنها بپردازد.
1- سكولار شدن و مبلغان آن
فتواى پاپ درباره تنظيم خانواده، ضربه اى سنگين بر مذهب كاتوليك وارد كرد. چنانچه اين مورد ناديده گرفته شود، هيچ دليلى بر افول باورهاى مذهبى در آمريكا يا كاهش اهميت مذهب در زندگى آمريكاييان، در نيم قرن گذشته، وجود ندارد. گزارشهاى رسانه ها - كه پيوسته افول يا احياى دين و سكولار شدن يا تجديد آن را ادعا مى كنند - نشان دهنده عدم نگاه دقيق آنها به داده ها است. رفتار مذهبى ممكن است تغيير كند اما اين تغيير در جهت افول مذهب نيست.
افزون بر اين، آثار اخير پژوهشگرانى چون رادنى استارك، راجر فينك، استفان وارنر و لارنس لاناكون - كه گويا حوزه جامعه شناسى مذهب را در اختيار دارند - با نظريه افول مذهب ناسازگار است و تنها اندكى از دانشمندان آمريكايى در اين مورد موضع ملحدانه برايان ويلسون را پذيرفته اند. نظريه سكولاريزاسيون، در اروپا نيز در حال بازنگرى است. اين امر، رهاورد موج تازه گرايشهاى مذهبى در كشورهاى سوسياليستى سابق، بويژه روسيه، است. تنها دو مورد سكولاريزاسيون اصيل در اروپا وجود دارد: يك آلمان غربى و ديگرى احتمالاً هلند.
منظور اين نيست كه آن داده ها يا نظريه جديد بر دانشگاهيان علوم اجتماعى و علوم انسانى و نيز روزنامه نگاران رسانه هاى شبه آكادميك تأثير نمى نهد. سكولاريزاسيون عاميانه، خود نوعى جزم انديشى مذهبى چالش ناپذير است. وقتى اين جزم انديشى در امتداد خطى قرار مى گيرد كه توصيف را از تجويز متمايز مى كند، مبلغان سكولار يعنى آن عواملى كه مى خواهند مذهب را به طور كامل از زندگى مردم خارج كنند آشكار مى شوند.
معتقدان به فرهنگ بى اعتقادى در پى تحميل ارزشهاى خود به جامعه اند، چنان كه مذهب نيز در همين راستا مى كوشد. جنگهاى فرهنگى نبردهاى نخبگان است و بر كليت جامعه، بويژه گروههايى كه سازمانهاى جنگ فرهنگى مدعى نمايندگى آنانند، چندان تأثير ندارد. اين جنگها نشان دهنده ميزان تلاش مبلغان سكولاريزاسيون براى خارج كردن مذهب از زندگى مردم است.
اينان مذهب را پوچ و زيانبار مى دانند و وقتى مى بينند هنوز در زندگى آمريكاييان نقش دارد، حيرت مى كنند. آزادى مذهب براى آنان به معناى آزادى از مذهب است.
2- مذهب و سياست
موضوعى كه به بحث مذهب در زندگى مردم بسيار نزديك است، اضطرابى است كه با ادعاى افزايش نقش مذهب در سياست آفريده شده است. مركز تحقيقاتى »پو« اخيراً اعلام كرده است كه مذهب مى كوشد بيش از گذشته بر سياست آمريكا تأثير بگذارد. چرا وقتى كشيشان و راهبه ها در كنار مارتين لوتركينگ در سلما ايستاده بودند، قهرمانان مردمى بودند؛ ولى اكنون، به خاطر تظاهرات در مقابل درمانگاههاى سقط جنين، سرزنش مى شوند.
3- ارزشهاى خانوادگى
امروزه مسأله »ارزشهاى خانوادگى« بسيار مورد توجه است. البته اين توجه بيشتر به خانواده هاى آمريكاييهاى آفريقايى تبار و هموسكسوالها مربوط مى شود. جالب آن است كسانى كه بيش از همه فرياد ارزشها سر مى دهند خود، زن و فرزندانشان را ترك كرده، در پى زنان ديگر رفته اند.
بى ترديد افزايش آمار طلاق در افزايش آزادى ريشه دارد. آيا مذهب نبايد نگران عشق زناشويى (عشق به شوهر) باشد؛ بويژه مذهبى مانند مذهب ما كه عشق به همسر را تجلى عشق الهى مى داند؟ آيا ما نبايد به زوجهايى كه در آستانه طلاق قرار گرفته اند كمك كنيم تا دوباره فرصت زندگى مشترك بيابند؟ آيا نمى توانيم ميان حق طلاقى كه خيرى در آن است و طلاقى كه مايه شر است تمايز قائل شويم؟ مذهب بايد به زنان و مردانى كه نوميدانه مى كوشند عشق و زناشويى خود را زنده نگه دارند، كمك كند. رهبران مذهبى بايد يافته هاى مؤسسه پژوهشى ان.او.آر.سى. را مورد توجه قرار دهند. اين مؤسسه رضايت بخش ترين لذت جنسى را لذت حاصل از روابط يك زوج ثابت اعلام كرده است. آدم حيرت مى كند كه چرا بايد اين قدر طول بكشد تا سرانجام آنها بدين حقيقت دست يابند. براساس تحقيقات اين مؤسسه، انقلاب جنسى (آزادى روابط جنسى قبل از ازدواج براى زنان) و انقلاب فمينيستى اسباب سوء استفاده جنسى بيشتر از زنان و تجاوز به عنف را فراهم كرده است. بى ترديد هيچ كس اين فاجعه را پيشرفت تلقى نمى كند. بسيارى از پژوهشگران، روابط آزاد جنسى در دوران قبل از ازدواج را از عوامل اصلى طلاق مى دانند.
4- راز
مذهب مقوله اى رمزواره است. اگر در دنيا هيچ رمزى وجود نداشت، به مذهب نياز نبود. پس بايد انسان از خود بپرسد چرا هم چپ گرايان و هم راست گرايان انديشه حذف راز از مذهب و تبديل آن به مجموعه اى از قوانين را در سر مى پرورانند و به نگاشتن شرحهايى كه بر پوچى مذهب تأكيد مى ورزد، مى پردازند؟
البته مذهب پوچ شده است اما فقط به خاطر آن كه وجود ما پوچ شده است. چطور شده كه ما اينجا هستيم؟ چرا اين همه چيزهاى مختلف در جهان وجود دارد؟ مذهب تلاشى است براى پاسخ به همين رازها.
بسيارى از علماى الهيات چنان مى پندارند كه علم در حال از ميان بردن اين رازها است. حقيقت آن است كه ما هرچه بيشتر بدانيم، رازها فزونى مى يابد.
مذهب بايد در برابر راز باز باشد. به نظر من، اشتباه است كه ما ابعاد شاعرانه، استعارى، شگفتى آور و حيرت انگيز مذهب را ناديده بگيريم.
كلارك روف مى گويد: به نظر مى رسد تجربه مذهبى و كاوش براى يافتن معناى تجربه مذهبى رو به افزايش است. حدس مى زنم، چنان كه كلارك اشاره دارد، انسان به سوى جداسازى تجربه مذهبى از مذهب بى روح و كسالت بار پيش مى رود.
در جامعه ما، تجربه مذهبى ما تجربه اى روزمره است. خداوند همه جا هست حتى اگر مردم ندانند او كيست. مذهب شعر است نه نثر؛ زيرا شعر رسانه بيان تجربه راز است. با وجود اين، رهبران مذهبى گمان مى كنند بايد شعر مذهب را به نثر تبديل كنند؛ همه چيز را روشن سازند؛ داستانها را شرح دهند و پرده از رازها بردارند. به نظر من، روحانيان بايد به مردمى كه تجربه هاى خود را از خداوند شرح مى دهند و درباره كاوششان در عالم راز سخن مى گويند، گوش فرا دهند و اين داستانها را با داستانهايى كه از سنت باقى مانده است مرتبط كنند. اينجا تأكيد من بر گوش دادن است؛ يعنى بستن دهان و باز كردن گوش.
نمى دانم چرا ما اين قدر از راز مى ترسيم؟
البته من نمى گويم بايد خرد را رها كرد. ما موجوداتى انديشمنديم و به نظريه و كتابهاى توضيحى و مرجع نياز داريم.
5- تكثر و ميراث خودى
پروفسور تريسى بدرستى الهيات امروز را حوزه اى متكثر مى داند. ما بايد بدون تعصب به تجارب و دانشهاى ديگران توجه كنيم. اين سخن بدان معنا نيست كه اصول اوليه خود را رها سازيم. برخى از علماى الهيات و بسيارى از رهبران مذهب، چنان مشتاق باز گذاشتن درها به روى ديگرانند كه به نظر مى رسد هويت خود را از دست داده اند و تقريباً هيچ تعريف مشخصى از خود ندارند. براى آنهإ؛ تكثر يعنى آنكه درها بر هر ميراثى، جز ميراث خودى، باز باشد. كسى كه نمى داند كجا ايستاده است، در واقع هيچ جا ايستاده نيست.
با آنها كه علاقه مند به عرفان آسيايى هستند هيچ مخالفتى نداريم؛ مشروط بر آنكه نخست عرفان را بدرستى شناخته باشند. عرفان هندى را بكاويد اما نه تا آن حد كه عرفان آنگلوساكسونى را فراموش كنيد. انسان نمى تواند بدون هيچ توجهى به خوان دولاكروز كاتوليك باشد؛ چون در آن صورت بيقين از ريشه هاى خود بريده است. نمى توانيد از ديگران ياد بگيريد مگر آنكه ابتدا بدانيد خودتان كه هستيد.
به ياد راهبه اى مى افتم كه گفت: در كالج كاتوليك ما، به جاى آنكه درسهايى در مورد داستان نويسى كاتوليك داشته باشيم، در زمينه داستان نويسى زنان و سياهان كلاس داريم.
لازم است به اثرى مهم - كه اخيراً رادنى استارك در مورد خاستگاه و رشد مسيحيت نوشته است - اشاره كنم. او در اين اثر نتيجه مى گيرد كه مسيحيت، به خاطر جايگاه شفقت در اين دين، موفق بود.
خدا مى داند كه ما از آموزشهاى مسيحيت منحرف شده ايم. دليل اصلى اش آن است كه رهبران مذهبى كوشيدند مجموعه اى از قوانين را جايگزين رحم و شفقت كنند.
پايان كلام
در دوم ژانويه 2000، شرايط مذهب در آمريكا با وضعيت مذهب در 20 دسامبر 1999 چندان تفاوت ندارد. به نظر نمى رسد در سال 2005 نيز اوضاع تفاوتى بنيادين بيابد. اگر جرأت داشته باشيم وضع پنجاه سال آينده را هم پيش بينى كنيم، بايد بگويم احتمالاً در آن هنگام نيز مذهب وضعيتى چون امروز دارد.
در هر حال، من نمى توانم شرايطى را در مورد مذهب در آمريكا متصور شوم كه موارد عنوان شده، به گونه اى در آن مطرح نباشد: مبلغان سكولاريزاسيون با مذهب خواهند جنگيد، بحث در مورد رابطه مذهب و سياست ادامه مى يابد، خانواده و جنسيت همچنان از مسائل عمده شمرده مى شود، راز، بخشندگى و اجتماع و تكثر نيز چون گذشته موضوع بحث خواهد بود.

برگرفته از: پگاه حوزه، شماره 1، 15 آبان 1379.

چهارشنبه چهارم دی 1387 توسط رضا علوی |

مسيح حقيقي

مسيح حقيقي

   

قرآن كريم بر اعتقاد به انجيل به عنوان كتاب مقدسي نزد خداوند و ايمان به مسيح تأكيد مي‌كند و آن‌را يكي از پايه‌هاي ايمان به اسلام مي‌داند و در اين باره از اهل انجيل مي‌خواهد، بر آنچه خدا در آن كتاب فرستاد حكم كنند.11 و اهل كتاب يا مسيحيان و يهوديان را اين‌گونه مورد خطاب قرار مي‌دهد:

با اهل كتاب بگو كه اي يهود و نصاري شما ارزشي نداريد تا آنكه به دستورات تورات و انجيل قيام كنيد.12

  • جايگاه مسيح در قرآن

قرآن، «مسيح» را كلمة خداوند توصيف مي‌كند3 و اينكه روحي از اوست4 و مي‌فرمايد:
خداوند او را با روح‌القدس تأييد و حمايت نمود5
و قرآن كريم همچنين مي‌افزايد كه خداوند بينات يا نشانه‌ها و آيات روشن،6 و نيز انجيل را به او داد7و  او را در هر جا كه بود، مبارك و ميمون قرار داد.8 قرآن كريم اعمال و افعالي را به مسيح منتسب مي‌كند كه به هيچ‌يك از پيامبران منسوب نيست.
با اشاره به برخي از آيات و از زبان حضرت عيسي(ع) دريافته مي‌شود كه خطاب به مردم فرموده است:
1. از گل مجسمه مرغي ساخته و بر آن نفس قدسي بدمم، تا به امر خدا مرغي گردد.
2. و كور مادرزاد و مبتلا به پيسي را به امر خدا شفا دهم.
3. و به شما از غيب خبر دهم كه در خانه‌هايتان چه مي‌خوريد و چه ذخيره مي‌كنيد.
اين خصوصيات اعجازي در دو آية شمارة 7 و 49 سورة آل عمران و آية 111 ذكر شده و درآنجا آمده است. اين معجزات كه مسيح دست به آنها زد، به اذن و خواست خداوند محقق شوند، آن گونه كه در قرآن ذكر شده است و خود مسيح نيز در انجيل مقدس مي‌گويد، اينها خواست و مشيت من نيستند، بلكه خواست و مشيت كسي است كه مرا فرستاد.
و قرآن كريم ذكر مي‌كند، مسيح از مادري پاكدامن و عذرا به دنيا آمد و در كودكي سخن گفت.9 و مي‌گويد:
سلام حق بر او باد، در روز ولادتش و در روز وفاتش و روزي كه براي زندگي ابدي برانگيخته خواهد شد.10

  • جايگاه مسيحيت در اسلام

مطالبي كه در سطور بالا ذكر آن رفت، گواهي‌هايي است كه از حضرت مسيح به نقل از سوره‌هاي متعدد قرآني ذكر شده است، ازجمله سورة مريم، سورة آل عمران، سورة مائده و اين نام‌ها و عناوين به اين نكته اشاره مي‌كنند كه مسيحيت آيين مقدسي است.
قرآن كريم بر اعتقاد به انجيل به عنوان كتاب مقدسي نزد خداوند و ايمان به مسيح تأكيد مي‌كند و آن‌را يكي از پايه‌هاي ايمان به اسلام مي‌داند و در اين باره از اهل انجيل مي‌خواهد، بر آنچه خدا در آن كتاب فرستاد حكم كنند.11 و اهل كتاب يا مسيحيان و يهوديان را اين‌گونه مورد خطاب قرار مي‌دهد:
با اهل كتاب بگو كه اي يهود و نصاري شما ارزشي نداريد تا آنكه به دستورات تورات و انجيل قيام كنيد.12
و اين يك اصل قرآني است كه مي‌گويد:
از اهل كتاب، طايفه‌اي هستند كه در دل شب به تلاوت آيات خداوند مي‌پردازند.13
و معروف است كه گوشه‌نشيني و عزلت در اسلام معنا ندارد، با اين حال قرآن كريم مي فرمايد:
لتجدنّ أقربهم مودّة للّذين آمنوا الّذين قالوا إنّا نصاري، ذلك بأنّ منهم قسّيسين و رهباناً و أنّهم لايستكبرون.14
وقطعاً كساني را كه گفتند: ما نصراني هستيم، نزديك‌ترين مردم در دوستي با مؤمنان خواهي يافت زيرا برخي از آنان دانشمندان و رهباناني هستند كه تكبر نمي‌ورزند.14
اين اشارة قرآني به نصاري بر اين اساس كه برخي از ايشان كشيش و گوشه عزلت برگزيده‌اند، بر ميزان ايمان و احترام اسلام به مسيحيت تأكيد مي‌كند.
اين ايمان اين بار مسلمانان را مورد خطاب قرار مي‌دهد، آنجا كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
بگوييد كه ما مسلمانان به خدا ايمان آورده‌ايم، و به آن كتابي كه بر پيغمبر ما فرستادند و بر آنچه بر پيامبران گذشته چون ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان آنها و موسي و عيسي فرستادند و به همة آنچه از جانب خدا آوردند عقيده‌منديم و ميان هيچ يك از پيغمبران فرق نگذاريم و به هر آنچه از جانب خداست، گرويده و تسليم فرمان او هستيم.15
 و با اين سخن نيز پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار مي‌دهد:
بگو اي پيغمبر به خداي عالم و كتاب و شريعتي كه به خود ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسي و عيسي و پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان آمده به همه ايمان آورده‌ايم و فرقي ميان هيچ يك از پيغمبران خدا نگذاريم، زيرا مطيع فرمان خدا هستيم.16
و همچنين در جاي ديگر مي‌فرمايد: «خدا شرع و آئيني كه براي شما مسلمانان قرار داد، حقايق و احكامي است كه نوح را هم به آن سفارش كرد بر تو نيز همان را وحي كرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي هم آن را سفارش كرديم كه اين خدا را بر پا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين نكنيد.
17

محمد السماك
مترجم: قبس زعفراني


پي‌نوشت‌ها:
1. In the footstes of Jessus, the Messiah in Phoenicia - Lebanon.
2. Martiniano Pellegrino Roncaglio.
3. سورة آل عمران(3)، آية 45.
4. سورة نساء (4)، آية 171.
5. سورة بقره (2)، آية 78 و 263؛ سورة مائده (5)، آية 11.
6. سورة بقره (2)، آية 87، و 253.
7. سورة حديد (57)، آية 27.
8. سورة مريم (19)، آية 31.
9. سورة مريم (19)، آية 55.
10. سورة مريم (19)، آية 15.
11. سورة مائده (5)، آية 47.
12. سورة مائده (5)، آية 68.
13. سورة آل عمران (3)، آية 113.
14. سورة مائده (5)، آية 82.
15. سورة بقره (2)، آية 136.
16. سورة آل عمران (3)، آية 184.
17. سورة شوري (42)، آية 13.

ماهنامه موعود شماره 64

دوشنبه دوم دی 1387 توسط رضا علوی |

انجيل برنابا

انجيل برنابا

   
مترجم: قبس زعفراني

 انجيل برنابا به يكي از شاگردان خاص عيسي مسيح(ع)‌ منسوب مي‌شود و پيرامون آن بحث‌هاي بسياري موجود است، كه نارضايتي خود مسيحيان را نيز ايجاد كرده است؛ چون اين انجيل با انجيل‌هاي چهارگانه ديگر فرق مي‌كند. اين انجيل به ظهور مهد اسلام اشاره مي‌كند و دعوي الوهيت مسيح وارد مي‌كند و تأكيد مي‌نمايد،‌ مسيح از به صليب كشيده شدن نجات مي‌يابد و سرانجام ايدة به صليب كشيده شدن را رد مي‌كند،‌ همانگونه كه پولس را محكوم و بشارت او را رد مي‌كند.
اما مسيحياني كه در حقيقت ياران و پيروان پولس يهودي و نه عيسي مسيح(ع) به شمار مي‌آيند، آنچه در انجيل برنابا آمده است را رد مي‌كنند و آن را كفر به شمار مي‌آورند.
در مقابل پناه بردن برخي از صليبي‌ها به تلاش جهت تحريف قرآن و چاپ نسخه تحريف شدة آن و توزيع آن در كشورهاي اسلامي، برخي از انديشمندان مسلمان از جمله دكتر عبدالله عثمان پيشنهاد چاپ انجيل «برنابا» و توزيع آن ميان مسيحيان را دادند.
اما انجيل برنابا چيست؟
و آيا اين انجيل در معرض جمع‌آوري از سوي مسيحيان قرار گرفته تا اثري از آن بر جاي نماند؟
و چرا مسيحيان اين انجيل را به مسلمانان نسبت مي‌دهند و آن را غير معتبر به شمار مي‌آورند؟ و آيا دعوت به چاپ آن مسيحيان را آزرده خواهد ساخت؟
مسيح(ع)‌ هم خواندن و هم نوشتن مي‌دانست، اما به دستور و امر خداوند متعال اقدام به تدوين و نگارش انجيل نكرد و انجيل‌هاي كنوني صد سال پس از اينكه خداوند عزوجل حضرت مسيح(ع) را نزد خويش و به آسمان‌ها برد، نگارش شدند كه انجيل برنابا يكي از اين انجيل‌هاست.
پس از عروج مسيح، رقابت ميان پيروانش افزايش يافت، به‌گونه‌اي كه برخي از ايشان، از جمله برنابا به لزوم پيروي از تعاليم و آموزه‌ها و اصول و مبادي مسيح(ع) بدون ايجاد هيچ تغييري در آن اعتقاد داشتند، در حالي كه ديگران، كه در رأس آنها پولس قرار داشت، چشم‌پوشي و صرف نظر از برخي از آن تعاليم و اصول و مبادي را جهت نشر آيين جديد و مورد پسند و مقبول قرار دادن آن ميان مللي كه بر آن وارد مي‌شد، به ويژه يوناني‌هاي رومي ترجيح مي‌داد.
براي بهترين مثال در اين باره مي‌توان به اين گفتة مسيح(ع) كه مربوط به قوانين و انبياي عهد قديم است اشاره كرد:
من نيامده‌ام آيين پيشينيان را لغو كنم، بلكه آمده‌ام آنها را به مورد اجرا بگذارم.1
و اين دقيقاً همان چيزي است كه خداوند متعال بر زبان مسيح(ع)‌ در آية 50 سورة عمران مي‌آورد:
و مصّدقاً لما بين يديّ من التّورة.
و تصديق كنندة تورات مي باشم.
و هنگامي‌كه مردي از او پيرامون چگونگي رسيدن به جاودانگي سؤال كرد، به او دستور داد، از اوامر عهد قديم تبعيت كند.2  
اما پولس به محض اينكه توانست جاي پاي خود را در ميان حواريان مستحكم كند، اقدام به لغو آن قوانين نمود، آنجا كه مي‌گويد:
زيرا هركه به مقتضاي قوانين عمل كند، لعن و نفرين شده است.3
و هم چنين باشد، اي كساني‌كه از قوانين تبعيت مي‌كنيد، از رحمت خداوند محروم شويد.4


ادامه مطلب

یکشنبه یکم دی 1387 توسط رضا علوی |



این وبلاگ به عنوان تریبون آزاد مذهبی در اختیار دوستان مسلمان و مسیحی است تا هرکس آنچه را که می داند و به ذهنش می رسد در رابطه با حقانیت عقیده خود در این وبلاگ بگوید و از عقاید خود دفاع کند. موضوع اصلی بیشتر در رابطه با مسیح مقدس خواهد بود.
از تمام عزیزانی که لطف می کنند و تشریف می آورند و با نظرات خودشون زینت بخش این وبلاگ می شوند و مرا در ادامه کار مصمم تر می کنند سپاسگذارم.

nasimeeshq@yahoo.com

گفتگوهای من با مسیحیان
مسیحیت (ماهان)
عطری برای بوییدن
محبت اینجاست (مجتبی جواهریان)
در جستجوی حقیقت: پارسا
اسلام آیین برادری
راه مسیح (پدرام سروش)
دفاع از حریم قرآن
مسجد و كليسا (پدر آریوس)
کنارهمین آدم های زمینی می شود خوشبخت بود
مرکز تحقیقات الهیات کتاب مقدس
مهبان مهدی (عج)
یک جرعه از مسیح
مطالبی در مورد دکتر شریعتی
شبهای مهتابی
دنیا بی مهدی صفا نداره
اسلام آیین زندگی و مخالف بیفکری: پاسخی به اهانتها و تهمتها
شناخت دوباره مسیح
ضیافت شادخواران در هفت شهر عشق
عشق پاک (آرتیمیس)
پایگاه تخصصی مسیحیت شناسی انجمن گفتگوی اسلام و مسیحیت
موتور هاي جستجوي جهان
اهدنا الصراط المستقیم (سید حسن ذوالانوار)
سایت راه مسیح
سایت مای مسیح
پیشاهنگ
همصحبتی
شمیم رحمت
فکر و اندیشه
هدیه جهان مسیحیت و یهود به اسلام
اول مظلوم عالم
نقد مسیحیت به زبان ترکی
تاملی در اعتقادات مسیحی
پارادوکس نقد مسیحیت
اسلام و مسیحیت در دادگاه عقل و منطق (پاسخ به اتهامات)
کتاب مقدس(مسیحی واقعی)پژوهشی پیرامون کتاب مقدس و ادعای تثلیث و تصلیب و رستاخیز
آیین زرتشت در دادگاه خرد(نقد منطقی و مؤدبانۀ دین زرتشت که پیروانش دین بهی مینامندش)
سید محمدرضا طباطبایی

یعقوب(ع) با خیانت و نیرنگ ؛برکت را از برادرش می دزدد
یسی چند پسر داشت؟
تشرف کشیش مسیحی به دین مبین اسلام
سیمای عیسی در هنگام دعا
اسحاق قربانی بوده یا اسماعیل؟
آیا در ذات خدا پشیمانی راه دارد ؟!!!
چه کسی صلیب مسیح را حمل می کرد؟
تناتقض در دفن جسد حضرت عیسی (ع)
آیات متناقضی از رؤیت خداوند در کتاب مقدس!
تناقض در محل صعود مسیح؟!
ظهور عیسی (ع) بر شاگردان!
صفات خدا و تثلیث؟
به صلیب کشیده شدن مسیح؟
وحی بودن کتاب مقدس؟
عاقبت یهودای اسخر یوطی؟
تناقض در جریان دستگیری مسیح!
تقاضای زن برای شفای دخترش و برخورد تند مسیح
دفاع از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
بی اساس بودن نامه های پولس!
پولوس کیست؟
بطلان كتب دوازده گانه و اعمال رسولان!!!!
بررسی سند انجیل یوحنا!!!!
بررسی سند انجیل لوقا!!!!
تناقضات عهد جدید 2
محبت خدا 1
شراب در کتاب مقدس و عقل!
انجیل متی؟!!!
بررسی سند انجيل مرقس؟!!!
عهد عتیق خود به تحریف تورات اعتراف می کند!
تندی عیسی با مادرش!
زن از دیدگاه کتاب مقدس!
غزلیات سکسی سلیمان
خدایی که کتاب مقدس معرفی میکند خدایی است که آدرس خانه ها را اشتباه میکند!!!!!
آیاتی از تحریفات کتاب مقدس
زنای لوط نبی با دخترانش!
موسی(ع) و هارون(ع) حاصل ازدواج پدرشان با عمه ایشان می باشند!
مقام پاپ بالاتر از پبامبران و مسیح است!
مولف تورات کیست؟
مولف سایر کتب عهد عتیق کیست؟
ابراهیم زنش را برای همبستر شدن به فرعون میدهد!
فرمان عجیب خدای مسیحیان و یهودیان!!!!
شراب در آیین مسیحیت؟
آیا پیامبران خدا گناهکار بودند؟
آیا مسیح خدا است؟