|
تصوير رايج از مسيحيت اوليه اين است كه با يكپارچگي كامل آغاز شد و در ادامه به گروه هايي تقسيم شد اما بخلاف اين تصوير رايج تصوير محققانه اين است كه مسيحيت از همان آغاز با تكثر آغاز كرد. چراكه از همان ابتدا بعضي موضوعات پيچيده موجب نزاعهايي ميان مؤمنان به مسيح ـ عليه السلام ـ شد.
بهمين خاطر مي توان سده ی اول مسيحيت را به سه بخش تقسيم كرد:
الف. عصر حيات زميني مؤسس دين يعني حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ (1 تا 30 ميلادي)
ب. عصر گسترش مسيحيت. (30 تا 64 ميلادي)
ج. عصر نزاعهاي عقيدتي. (64 تا حدود 100 ميلادي)
در مورد عصر گسترش مسيحيت اين توضيح لازم است كه در اين دوره دو شخصيت عمده ی مسيحيت پس از حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ نقش آفريني كرده اند. يكي پطرس و ديگري پولس.فلذا مي توان به صراحت ادعا كرد كه از همان آغاز عصر گسترش مسيحيت، بين مسيحيان انشعاب ايجادشده و آنها به دو گروه طرفداران پطرس و طرفداران پولس تقسيم شده بودند.
اما در عصر نزاعهاي عقيدتي كه پس از كشته شدن پطرس و پولس آغاز مي شود غلبه ی انديشه هاي پولسي بر پطرسي تا حدي نمايانگر است. فلذا شايد بتوان گفت كه در اواخر قرن اول ميلادي مسيحيان بعد از شكافي كه بينشان ايجاد شده بود تقريباً به يك دسته يعني طرفداران پولس تبديل شدند.
از اين به بعد ديگر شكاف عمده اي بين مسيحيان ايجاد نشد تا حدود قرن چهارم ميلادي كه اولين شكاف عمده در دنياي مسيحيت بين آنچه اكنون كليساي كاتوليك رم و كليساي ارتدكس شرقي ناميده مي شود رخ داد. علت اين انشعاب تقسيم شدن امپراطوري روم به دو امپراطوري روم غربي كه پايتخت آن روم بود و امپراطوري روم شرقي كه پايتخت آن قسطنطنيه (استانبول) بود.
وضع به همين منوال گذشت تا اينكه بخاطر سخت گيريهاي بيش از اندازه ی كليساي روم غربي (كاتوليك) مردم از كليسا زده شدند و در نتيجه عده اي از مؤمنين به انجيل عليه كليساشورش كردند و خواستار آزادي شدند.و اين آغاز دومين شكاف عمده در ميان دنياي مسيحيت بود كه از آن به دوره ی نهضت اصلاح ديني نيز تعبير مي كنند. اين تلاشهاي اصلاحي در داخل و خارج كليسا منجر به چندين شكل جديد از مسيحيت شد كه در حكومت، اعتقاد و عمل از يكديگر متمايز بودند.
پس مي توان مذاهب مسيحيت را چنين تقسيم بندي كرد:
ادامه مطلب |