|
کالوینیسم۲
این واقعیت بر همگان معلوم است که طرفداران لوتر بارها این خط فکری را که در کلیساهای اصلاح طلب و فرقه ها با صراحت فزاینده ای دنبال می شد یعنی آموزه ارجاع رستگاری به کار را مورد اعتراض قرار داده اند و پاسخ متهمین به یکی دانستن موضع اصولگرایانه شان با آموزه کاتولیک هر اندازه موجه باشد این اعتراض به طور قطع بی دلیل نبوده است و منظور از آن نتایج عملی این آموزه در زندگی روزانه یک فرد مسیحی معمولی کلیسای اصلاح طلب است زیرا مشکلی پیچیده تر از ارزشیابی دینی عمل اخلاقی که کالوینیسم پیروانش را به آن هدایت کرد شاید هرگز وجود نداشته است. اما آنچه برای پیامد عملی این نوع رستگاری به وسیله کار اهمیت دارد باید در شناحت ویژگیهایی دنبال شود که مشخصه سلوک اخلاقی آنها است و آن را از زندگی روزانه یک فرد مسیحی معمولی در قرون وسطی متمایز می کند این تفاوت را می توان به شرح زیر تدوین کرد:
یک کاتولیک عادی قرون وسطی زندگی اخلاقی ناپایداری داشت. مهم اینکه از روی وجدان به وظایف سنتی خود عمل می کرد. اما در ورای این حد اقل کارهای خوب وی ضرورتا یک نظام زندگی پیوسته یا حداقل عقلانی را به وجود نمی آورد بلکه سلسله ای از اعمال منفرد بود هرگاه که ایجاب می کرد او می توانست آن کارها را برای جبران گناهانش برای بهتر کردن امکانات رستگاری خود و یا اگر اواخر زندگی را می گذراند به عنوان نوعی بیمه پس انداز استفاده کند. البته اخلاق کاتولیکی اخلاق مبتنی بر نیتها بود اما نیت یک عمل ارزش آن را تعیین می کرد و ارزش یک عمل خوب یا بد بر عهده انجام دهنده آن بود که سرنوشت ابدی یا موقتی او را تعیین می کرد. کلیسا به طور واقع بینانه ای متوجه شود که انسان یک واحد کاملا شناخته شده نیست تا بتوان به خوب یا بد بودن آن حکم کرد بلکه زندگی اخلاقی انسان معمولا دستخوش انگیزه های ضد و نقیض است البته کلیسا تحول اصولی در زندگی را یک آرمان ضروری می دانست اما با یکی از مهمترین ابزارهای قدرت و آموزش این تحول یعنی شعائر مربوط به عفو که کارکرد آن با عمیقترین ریشه های مذهب کاتولیک در ارتباط بود موجب تضعیف این ضرورت شد. |