|
کالوینیسم 3
کاتولیکها جریان عقلانی کردن زندگی و منسوخ کردن جادو را به عنوان وسیله رستگاری تقریبا کمتر از پیورتن ها (و یهودیان قبل از آنها) دنبال کردند. به عقیده یک کاتولیک، عفو کلیسا غرامتی برای کلمل نبودن خودش بود. کشیش جادوگری بود که به اجرای مراسم عشای ربانی می پرداخت و نگهدارنده کلید حیات سرمدی بود و مردم می توانستند به هنگام اندوه و توبه به سوی او بشتابند. کشیش کفاره امید به فیض و ایمان به رستگاری را تقسیم می کند و بدین وسیله اضطراب فراوانی را که یک کالوینیست به حکم سرنوشت تغییر ناپذیر محکوم به تحربه است از خود دور می کند آسایشهای دوستانه و انسانی که یک کاتولیک از آن برخورداراست برای یک کالوینیست وجود ندارد. او مانند یک کاتولیک یا حتی یک لوتریسم نمی تواند مسامحه یا بی فکری خود را با افزایش نیت خوب در مواقع دیگر حبران کند و امید به عفو داشته باشد. خدای کالوینیسم از بندگان خود انتظار دارد علاوه بر کارهای خوب منفرد زندگی سرشار از کارهای خوب مرتبط به هم در یک نظام واحد داشته باشند. برای انسان کاتولیک یک دور و تسلسل گناه و توبه عفو آرامش و مجددا گناه وجود ندارد. همچنین هیچ نوعی از تعادل وجود نداشت که شایستگی برای یک زندگی که بتواند کاملا با مجازاتهای موقتی با ابزار کلیسایی کسب فیض وفق داده شود داشته باشد.
بنابر این بدون برنامه و نظم بودن سلوک اخلاقی فرد عادی حذف شده و وی ملزم می شود از روش ثابتی برای سلوک خود تبعیت کند. تصادفی نیست که عنوان متدیستها به کسانی اطلاق می شود که در آخرین رستاخیز بزرگ نظریات پیورتن در سده هجدهم مشارکت داشتند. درست همانطور که مراد از اصطلاح پرسیسین که همان معنی را دارد. آبای روحانی آنها در سده هفدهم است زیرا فقط یک تغییر بنیادی در کل معنی زندگی در هر لحظه و در هرکاری می توانست در حالت کسب فیض تاثیر گذاشته موجب تعالی انسان از وضعیت طبیعی به وضعیت فیض شود. |